DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> گـُوبـــاره <$BlogRSDUrl$>

گـُوبـــاره
 

Monday, June 23, 2014


خشم طبيعت 


اگر هيچ يک از خطرهايی که ايران را تهديد می کند، آسيبی به آن کشور نرساند، روند ويرانگرِ خشکسالی و ييامدهای زيستی آن تا چند دهه ديگر، بخش بزرگی از کشور را کويری و باير خواهد کرد. بدبختانه در ايران، آگاهی همگانی زيستبومی بسيار اندک است. اين آگاهی در کشورهای صنعتی چنان است که زمينه برپايی حزب های سبز و گروه های زيستبوم گرا را ميدان داده است. دربسياری از آن کشورها، اهميت آب و هوا و آينده طبيعت با سياست چنان درهم آميخته است که دولت هايشان ناگزير از داشتن برنامه و بودجه زيستبومی هستند.

ايران کشوری خشک و کم آب است و کويری بزرگ و بی جاندار در آن جا دارد. اين چگونگی چنان آشکار است که نخستين جمله کتاب جغرافیای سال چهارم دبستان اين است که؛ "ایران کشوری خشک است. میزان بارندگی کمتر و تبخیرآب نیز بیشتراز دیگرنقاط دنیاست. ایران ۹ برابر خشکتر از نرم جهانی است." در چنين کشوری، مديريت زيستبوم و نيز دانش هايی که با آب و هوا و بوم بانی سروکار دارند، بايد از پربهاترين امور آکادميک کشور باشند.

اگرچه اکنون نام برخی از نابسامانی های زيستبومی مانند، خشک شدن دریاچه‌ ارومیه، دریاچه‌ هامون، تالاب گاوخونی، تالاب‌های گلستان، تالاب بختگان، رودخانه‌های زاینده رود و کارون و نيز بادهای شنبارِ گهگاه شهرهای بزرگ، اندک اندک اهميت مسائل زيستبومی را آشکار می کنند، اما انگار حکومت کنونی، در اين حوزه نيز، فرصت را از دست داده است


Post a Comment
Comments: Post a Comment
Free counter and web stats