DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> گـُوبـــاره <$BlogRSDUrl$>

گـُوبـــاره
 

Sunday, June 08, 2014


گســــتره همــــــگانی 


گستره همگانی، حوزه گفتمان‏ های اجتماعی و گفتگو کردن و خواندن و نوشتن درباره آن هاست. آوردگاه ِ نبرد انديشه ‏ها، ايده ‏ها، ايدئولوژی‏ ها و آرمان ‏های فرهنگی و اجتماعی برای برتری جويی بر يگديگر و راهيابی به ذهن و زبان مردم. هيچ انديشه‏ای بی ‏گذر از اين گستره  فراگير نمی ‏شود و به آينده راه نمی ‏يابد. البته اين سخن بدان معنا نيست که هر انديشه ای که از اين گستره می گذرد، بی ترديد راهی آينده می شود. 

همه زيندگان ذاتی خودکامه و خويشتنخواه و برتری جو دارند. اين چگونگی در ميان ميمون ‏ها برآيند های چندی دارد که يکی از آن ‏ها کوشش در ميدانداری گستره همگانی ‏ست (ميمون هميشه در صحنه؟). انسان نيز چون دسته‏ ای از رسته ميمون ‏های برهنه، برتری جويی خويش را با نمايش طاووس وار خود در گستره همگانی خوش می‏ دارد. همين نوشته که اکنون در پيش روی شماست، کوششی در راستای اين چگونگی‏ ست تا شايد نام و نگاه مرا به گستره همگانی بکشاند و با اين کار، مرا از لشکر بی نام و نشانان جدا کند.

گستره همگانی، ميدان نمايش انديشه ‏ها و ايده ‏های اجتماعی ‏ست. هم از اينرو، جنگ برسر چنگ اندازی برآن و بدر کردن ديگران از آن، هماره و در همه جا بوده و هست و خواهد بود. همه آئين‏ ها و ايدئولوژی‏ ها و خُبرگان خيزش ‏های اجتماعی، با پا نهادن به اين ميدان، اهميت آزادی و برابری در آن را گوشزد می‏ کنند. اما آنگاه که يکی از آن‏ ها برديگری چيره می ‏شود و حکومت را در دست می‏ گيرد، می‏ کوشد تا با ترفندهای گوناگون و بافتن آسمان و ريسمان بيگديگر، ديگران را از اين ميدان بدرکند. بله، هر حکومتی گستره همگانی را جولانگاه يکه تازی ‏ها و افسونگری ‏های خود می‏ خواهد و ديگران را با داغ و درفش در همان ميدان، از آن تارومار می‏ کند. رويدادهای ناخوشايندی که در چند دهه گذشته در ميدان ‏ها و خيابان‏ های ايران رخ داده است، نمونه هايی از اين چگونگی ‏ست. بدار آويختن جوانان در گذرهای شلوغ، سنگسار کردن زنان در ميدان شهر، به خاک و خون کشيدن گردهم آيی ‏های مردمی، آتش زدن دفترها و خانه ‏های غيرخودی ‏ها، همه برای نشان دادن توانمندی حکومت و بيهودگی کوشش‏ های رهايی خواه است.

در کشورهای دموکراتيک، گستره همگانی بسيار ارزشمند است و شيوه رفتارها و کردارهای مردم در اين حوزه، پيرو قانون و هنجارهای ويژه ‏ای ‏ست. آزادی بيان، که شايد پرنماترين ويژگی کشورهای دموکراتيک باشد، کليد دسترسی به گستره همگانی در اين کشورهاست تا اين حوزه،  ميدانی برای آزمايش ايده ‏ها و انديشه ‏های همگانی باشد. داوری اين آزمايش نيز با مردم است. هرچه آزادی در سرزمينی کهنسال‏ تر و ريشه ‏دارتر باشد، مردم آن سرزمين پاسداران شايسته ‏تری برای گستره همگانی می ‏شوند. آبديدگی در اين حوزه سبب می ‏شود که بازار بند بازان و باند بازان و هوچی‏ گران و در اين ميدان هماره کساد باشد.

اما بدبختانه درکشورهای پيرامونی و بحران زده، گستره همگانی، جولانگاه دشمنان مردم آن کشورهاست. در پيوند با ايران می توان گفت که اين گستره دو ويژگی آشکار دارد؛ نخست آن که ما دو گستره جدا از يگديگر داريم که يکی در درون ايران و ديگری در گستره رسانه ای برونمرزی ست. در حوزه نخست، سال هاست که حکومت نظامی برقرا بوده است. حوزه ديگر نيز اکنون – بيش و کم - در دست رسانه های خارجی ست که به زبان فارسی برای مردم ما شبانه روز، نشخوار ذهنی فراهم می آورند تا ما را هر بيش از پيش گمراه تر و گيج تر کنند. هريک از اين رسانه ها تاکنون توانسته است ده ها روشنفکر نوخاسته برای ما بسازد و از آن بدتر، فهرست گفتمان هايی را که بايد در گستره همگانی رسانه ای ما مورد بررسی قرار گيرند، پديد آورد.  

راستی آيا هرگز از خود پرسيده ايد که چرا اين همه آخوند فکلی در بحث های گوناگون تلويزيون ها و راديوهای فارسی زبان خارجی شرکت می کنند. يا آن که از کجاست و چراست که هريک از ما می توانيم آسان چندين نوانديش دينی را نام ببريم اما از آوردن نام يک زمين شناس و يا ژن پرداز ايرانی ناتوانيم؟ 




Post a Comment
Comments: Post a Comment
Free counter and web stats