DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> گـُوبـــاره <$BlogRSDUrl$>

گـُوبـــاره
 

Sunday, May 17, 2009


هويت ِ هونـــدا 


هوندا چان در زايشگاه هوندا چشم به جهان گشوده بود و در کوی کارگران هوندا بزرگ شده بود و پدر و مادر و عموهايش کارگران کارخانه هوندا بودند. پدر و مادر و عموهای بهترين دوستانش نيز. هوندا چان در چهار سالگی به کودکستان هوندا رفته بود و سپس به دبستان و دبيرستان هوندا و سپس تر به کالج تکنولوژی هوندا راه يافته بود و اندکی پس از پايان دوره آکادميک خود، در بخش موتور هليکوپتر سازی هوندا به کار پرداخته بود.

جهان هوندا چان، جهان هوندا بود. شيک، امروزی، ثروتمند و اميدوار به آينده. هوندا گاه در روزهای تعطيل بهمراه دخترش سيويک و خانم‏اش ساچی به کلوپ مهندسان هوندا می رفت و يکبار هم شانس آورده بود و در ماموريتی سه روزه به هلند رفته بود. پيش‏تر از آن سفر، گاه وسوسه شده بوده که بکند و بزند برود اروپا و يا آمريکا. شنيده بود که چندی از آنها که رفته بودند، کارشان به جاها رسيده است. اما سفر به هوندای هلند و مقايسه آن با هوندای ژاپن، آتش اين وسوسه را در هوندا برای هميشه خاموش کرده بود. ديده بود که هوندا، هونداست. همان کارخانه و همان سازوکار و همان رژيم کاری. او که هرگز خيال نداشت که از دايره هوندا بيرون بزند. پس اينجا و آنجا نداشت. تازه، هوندای مادر در ژاپن امکانات بيشتر و بهتری داشت. اگر روزی از کار در کارخانه هليکوپتر سازی خسته می‏شد، آسان می‏توانست به بخش قايق سازی برود و يا در همان بخشی که پدرش کار می کرد که ماشين چمن زنی می ساختند، دست بکار شود.

فراتر از اين همه، او که نمی توانست با اين اسم، در جای ديگری مثل؛ تويوتا و يا نيسان تقاضای کار بکند. آنها چشم ديدن رقبای خود را ندارد. پدرش از پدر خودش، يعنی پدر بزرگ هوندا خواسته بود – يعنی وصيت کرده بود – که بپاس قدردانی از کمپانی هوندا، اگر روزی پسری ندنيا آورد، نام او را "هوندا" بگذارد. او خودش – يعنی همان پدر بزرگ هوندا – که در سال 1348 در کارخانه هوندا کارگرفته بود و چل سال پس از آن در گورستان هوندا بخاک سپرده شده بود، پشيمان بود که چرا پسر خودش – يعنی پدر هوندا – را به همين نام نخوانده بود. او به پسرش گفته بود که تو هميشه خدمتگزار کمپانی باش، کمپانی هم هميشه هوادار تو خواهد بود. اين قانون هونداست. پس کارگری هوندا برای هوندا بيشتر از موضوع کارگر و کارفرما بود. هوندا هويت هوندا بود.

سپس مدير عامل صنايع جهانی هوندا، نگاهش را روی دايره مردمی که بر گرد مزار ايستاده بودند چرخاند و با صدای بلند و مد دار گفت؛ هوندا نمرده است، نه، هوندا هرگز نمی ميرد.

***

مدير عامل از سيرتا پياز زندگی هوندا را که در انشايش نوشته بود، با لحنی صميمی و اندوهگين خواند و همه چيز را گفت، اما نگفت که هوندا روز پيش از خودکشی‏اش، نامه اخراج خود از کمپانی هوندا را دريافت کرده بود. نامه‏ای که کسادی بازار جهانی را عامل بيکار کردن هزار کارگر و کارمند دانسته بود.


Post a Comment
Comments:
زنده باد، خوشم آمد

کارگر جماعت در همه دنيا همين اند. تو ايرانشم بدتره
مريم
 
Post a Comment
Free counter and web stats