DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> گـُوبـــاره <$BlogRSDUrl$>

گـُوبـــاره
 

Monday, March 20, 2006


روزگــار ِ بی رويـا 


چنين می نمايد که ساختار طبقاتی در اروپا در سده کنونی دگرگون خواهد شد. آنچه پيداشت، گواه براين است که سرمايه داری در شکل کنونی اش، " طبقه متوسط" (Middle Class) را برنمی تابد و آن را – اگر روند کارسياست و اقتصاد در جهان، اين گونه که هست، بماند - بسوی نابودی خواهد راند. امروزه در کشورهای غربی، بيشترين بار فرهنگی، اجتماعی و مالياتی بردوش اين طبقه است. با اين همه راه خدمات اجتماعی رايگان برای اين رده اجتماعی بسته است. ازسويی نيز سياست گذاری و برنامه ريزی های کلان با چشمداشت به رويدادها و روندهای سياسی و اقتصادی جهان شکل می گيرد و آبشخور آنها شرکت های بزرگ چند مليتی و چندين ميليارد دلاری ست. يعنی ديگر سياست گذاران و برنامه ريزان روزگار ما، ويژه کاران ِ آرمانشهری و بومی انديش و يا جهان وطنی نيستند که هر يک با آرمان ساختن جهانی بهتر پا به اين ميدان گذاشته باشند بل، که سهام داران شرکت های بزرگ نفت و گاز و اسلحه سازی هستند که برای پی ريختن جهانی ديگر- و نه جهانی بهتر- می کوشند. جهانی که فرآوده های شرکت های آنان را همه- پسند و بی رقيب نمايد و سود سرشار سرمايه هايشان را هماره سرشارتر کند. چنين است که دوران ما را دوران بی رويا بايد خواند. مگر از پايان تاريخ نگفته اند. مگرامروزه هربار که کسی از آرمانی انسانی می گويد و يا می نويسد، نمی گويند که؛ بابا، تاريخ مصرف اين حرفا ديگه گذشته" ؟

اين که می گويم که طبقه متوسط رو به نابودی ست، نه يعنی اين که گروهی مهندس توطئه گر اجتماعی در اتاقی دربسته نشسته اند و بنا را بر اين کار گذاشته اند، نه. مراد اين است که سرمايه داری در اين "برهه از زمان"، در شکل و شيوه کنونی خود، نيازی به وجود اين طبقه ندارد. البته اين نکته را در حد گمانه زنی های روزمره می گويم. شايد درست نمی بينم، برای همين هم آن را با شما در ميان می گذارم. هنگامی که به تاريخ پيدايش و رويش اين طبقه می انديشم، می بينم که اين چگونگی نياز زمان خود بود و اکنون ديگر نيازی به اين رده اجتماعی نيست و بازتابهای وجود چنين طبقه ای برای سرمايه داری گران و زيانمند نيز می تواند باشد. چرايش را اگر تا اينجا مطلب را پی گرفته ايد بايد برايتان روشن باشد.

اگر چه طبقه متوسط سالها پيش از انقلاب صنعتی اروپا در اين قاره وجود داشت، اما آغاز تاريخ کارای اين رده اجتماعی را بايد از آغاز انقلاب صنعتی اروپا دانست. طبقه متوسط، طبقه مدرنی ست که از پايانه سده هيجدم ميلادی به اين سو، دست اندرکار جهانی نو بوده است. همه پديدارها و انديشه های جدّی جهان مدرن، ازانسانمداری و حقوق بشر گرفته تا مارکسيسم وشناسايی ژن و پيدايش انتی بيوتيک و انديشه گوی گون بودن زمين و گسترا بودن جهان و سازمان ملل متحد و فمينيسم و ضمير ناخودآگاه و لغو برده داری و حقوق کودکان و..... همه دستکار اين طبقه بوده است. پس تاريخ طبقه متوسط با تاريخ مدرنيسم توامان است.

پايان اين دوره تاريخی، آغازِ پايان ساختار طبقاتی درشکل کنونی آن خواهد بود. پيش از اين دوران بيشتر کشورهای اروپای غربی دو طبقه دارا و ندار داشت. امروز نيز ساختار طبقاتی بسياری از کشورها يی که کشورهای غربی ناگزيراز رقابت با آنانند، ساختاری اين گونه دارد. چنين است که می گويم انگار امروزسيستم سرمايه داری نيازمند به بازآرايی سازه های سازندگی به گونه ای ست که واتابهای دور آن، طبقه متوسط را از ميان برخواهد داشت.

می پرسيد؛ چرا؟

پيچيدن به اين "چرا"، زمان درازی می خواهد که درتاب وبلاگ نمی گنجد. شايد زمانی ديگر، در جايی ديگر به اين چرا بپردازم. البته حدس هايی می توانيد بزنی. پاسخ من هم حدس و گمانی بيش نيست.


Post a Comment
Comments: Post a Comment
Free counter and web stats