DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> گـُوبـــاره <$BlogRSDUrl$>

گـُوبـــاره
 

Saturday, February 25, 2006


نـگرش ايرانی 


بخش دوم

نگرش ايرانی، مفهومی فرهنگی، پيچيده، و چند رويه است که برآيند های آن را بايد در رفتارهای جمعی، هنجارهای همگانی، رويدادهای تاريخی، انگاره های زبانی، و نيز در ادبيات و هنر وشهرسازی وهمچنين شيوه آيش و روش و روش پديدارها و انديشه ها و روندها پی جست. سازه های سازنده اين نگرش؛ ذهنيت پيرامونی، فرهنگ بسته تهيدستی و بيدادگری، ذهنيت پيرامونی و افسانه باوری ست. اين همه را در باره نگرش های ديگر نيز می توان گفت، اما چيزی که اين نگرش را ايرانی می کند، تاريخ ايران زمين و ويژگی های زيستبومی ايران است.

ذهنيت پيرامونی

کشورهای جهان کنونی را می توان به دو گروه بخش بندی کرد؛ کانونی و پيرامونی. کشورهای کانونی آنهايی هستند که خود را گردانندگان جهان می دانند و اين چگونگی را حق طبيعی خود می دانند. اين کانون گستره ای سياسی ست که دربرگيرنده کشورهای اروپای غربی، آمريکای شمالی، استراليا و اسرائيل است. البته اين روزها چند کشورديگر مانند چين ژاپن و هند نيز، با چشمداشت به توانمندی های فزاينده ِ صنعتی و اقثصادی خود، در پی پانهادن اين گستره اند.

ذهنيت مردم کشورهای کانونی، روانشناسی ويژه ای دارد که آن را از ذهنيت ديگر مردم جهان جدا می کند. اين روانشناسی، پنداره های ناگفته و نانوشته ای را در ذهن مردم کشورهای کانونی شکل می دهد که يکی از آن ها، " پنداره برتری ذاتی"1 نام گرفته است. اين پنداره، سبب می شود که غربی ها خود را به گوهر بهتر و برتر از ديگران بدانند و بر بالاترين پله از نردبان انسانيت بپندارند. چنين است که مردم کشورهای کانونی، پيرامونيان را در همه زمينه ها فرو دست تر از خود می خواهند. اين چگونگی را هر روز و شب در رفتارهای سياسی و اقتصادی و فرهنگی آنان می توان ديد. همين امروز در خبرها آمده بود که بسياری از سياست مداران امريکايی ناخرسند از واگذاری اداره چند بندر امريکا به شرکتی از امارت عربی هستند. البته اين شرکت انگليسی ست و سالهاست که اداره اين بندرها را در دست داشته است و تنها سهام آن دست بدست شده است. اين هياهواز آنروست که غربيان در ژرفای انديشه خود، ديگران را ناتوان از اداره امور جهان می دانند و هماره آنان را در چرخه اقتصاد جهان، مصرف کننده می خواهند.

ذهنيت پيرامونی، ذهنيتی از پايين به بالا، خود خُرد بين، رشک بر و بُحران زاست. اين ذهنيت، از انسان زينده ای ناموزن و گيج و گمراه می سازد که هيچ چيزش سر ِ جای خودش نيست. روانشناسی ذهنيت پيرامونی دارای دو ويژگی اساسی ست؛ "خيز و گريز" و "خيز و ستيز". 2 اين دو ويژگی ريشه در کردارهای پايدار برآيشی جانوران دارد و مليون سال است که به فهرست کردارهای زيندگان افزوده شده است. هنگامی که جانوری با چيزی تازه رويارو می شود، يا بر می خيزد و از آن می گریزد و يا بر می خيزد و با آن می ستيزد. جانوران آگاهانه چنين نمی کنند بل، که هزاران سال زندگی بر روی زمين، اين کردار را به فهرست رفتارهای ژنتيک آنها افزوده و اکنون بی که بدانند، چنين می کنند. اين کردار در انسان نيز زمينه ای ژنتيک دارد و او نيز در هنگام خطر تپش قلبش افزايش می يابد و شکر خونش بالا می رود و هشياری اش چند چندان می شود تا يا با خطر بستيزد و يا از آن بگريزد.

مردم سرزمين هايی که فرهنگ خود را فرودست تر از فرهنگ غربيان می دانند، واکنشی اين چنين در رويارويی با آن نشان می دهند.

(دنباله دارد)

......................................
1. Assumption of natural superiority
2. Fight or Flight Principle


Post a Comment
Comments: Post a Comment
Free counter and web stats