DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> گـُوبـــاره <$BlogRSDUrl$>

گـُوبـــاره
 

Thursday, August 18, 2016


انگاره  


روزگار کنونی مردم کشورهای پیرامونی مانند ایران، به گونه ای ‏ست که هر روز، پیوند گذشته آنان با آینده گسسته‏ تر می شود. اگر چنین باشد، بررسی گذشته آنگونه که بسیارانی می ‏پندارند، راهگشای آینده نخواهد بود. پیوند گذشته و اکنون و آینده، دیریست که در کشورهای پیرامونی از هم واگسسته است و گذشته، در چند و چون امروز آنان نقش چندانی ندارد و بازتاب آن بر آینده روز بروز کمرنگ‏ تر می شود. اگرچه امروز چنان می نمايد که پيروان برخی از فرهنگ های کهن با خيزش های ستيزآميز، آهنگِ بازگشت به گذشته و زنده کردنِ شيوه های زيستی بومی خود را دارند، اما اين خيزش ها را بايد بخشی از دست اندازهای سياسیِ جهان در حال گذار دانست. بنيادهای ارزشیِ فرهنگ مسلط برجهانِ کنونی، غربی ست. اين فرهنگ، روندی بی بازگشت را در تاريخ انسان آغاز کرده است که شايد تنها اَبَر- رويدادهای زيستبومی بتواند چرخه آن را از گردش باز دارد.

جمعيت جهان در نيم سده گذشته، چنان افزايش يافته است و به گونه ای شکل گرفته است که ديگر هيچ گريزی از توليد انبوه، برای پيشگيری از گرسنگی و تشنگی ميليونی نيست. افزايش جمعيت، شکل شهرها و شيوه زيستی غربی و نيمه غربی و غرب زده ای که در جهانِ کنونی در سايه آموزش و پرورش مدرن در همه کشورهای جهان پديد آمده اند، ديگر بازگشت به چشم اندازهای فرهنگی کهن را برنمی تابند. اين حقيقت را تجربه مردم کشور فلک زده ای بنامِ "ايران"، در چار دهه گذشته نشان داده است. اين تجربه نشان داده است که چگونه سرمايه های کانی و فرهنگی و اجتماعی کشوری پهناور و باستانی، هنگامی که مردم آن کشورکه هوسِ بازگشت به خويش می کند، چه آسان می تواند در اندک زمانی چنان بباد يغما رود که سرگذشت آن، درس عبرتی برای کشورهای ديگر شود.   


Post a Comment
Comments: Post a Comment
Free counter and web stats