DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> گـُوبـــاره <$BlogRSDUrl$>

گـُوبـــاره
 

Sunday, April 03, 2016


راه ســـوم 




هرفرهنگ پناهگاه ها و گريزگاه هايی در ذهن دارندگان خود دارد که آنان در هنگام دشواری و دگرگونی های ناخوشايند اجتماعی، بدان ها می گريزند. اين گريزگاه ها برساخته هایی سياسی – تاريخی هستند که راه آينده را برای برپايی آرمانشهرِ همگانی با چشمداشت به گذشته نشان می دهند. اين گريزگاه ها در دو سده گذشته که جهان با فرهنگ دامن گسترِ غربی روبرو بوده است، در فهرست گفتمان های ذهنی مردم سرزمين های پيرامونی، پُرنماتر شده اند. دونمونه ايرانی آن، چشم انداز؛ يکی، بازگشت به ايران باستان و ديگر، بازگشت به اسلام بوده است. هر اين دو چشم انداز، در گستره سياسی ايران آزمون ميدانی خود را نيز داشته اند. نخست حکومت پهلوی که نماد بازگشت به آنچه "دوران شکوهمند هخامنشی" خوانده می شد و سپس حکومت اسلامی که در پی بازگشت به دروان پيامبر اسلام است. اين دو راه را در بسياری از کشورهايی که خود را يادگارتمدن های باستانی می دانند، می توان ديد. مصريان نيز، سال هاست که برسر دوراهی، دوره های فرعونی و اسلامی مانده اند. چينی ها، هندوها و مردم بسياری از کشورهای امريکای جنوبی نيز. برگرديم به ايران.

اگرچه در ايران جنبش های سياسی و فرهنگی چندی، پس از انقلاب مشروطه پديد آمد، اما هيچ يک نتوانستند که راه سومی برای ذهنيت ايرانی بازکنند. راه سومی که می توانست رو به آينده داشته باشد و گرداگرد نياز کشور به برابری و قانونمداری شکل گيرد. نه سازمان های سياسی توانستند، راهگشای چشم اندازی قانونمدار و يا کار- بنياد باشند و نه بنيادهای فرهنگی کوششی در راستای پی ريختنِ نگرشی انسانی – ايرانی کردند. از اين ديدگاه، پيروزی حکومت اسلامی را، بازتابِ شکست مبارزان و روشنفکران و انديشه ورزان و نيکخواهان در نشان دادن راه سوم بايد دانست.

تجربه تلخ ايرانيان در سُريدن به سياهچال راهی که آينده اش در سی و اندی سال پيش، برای کسی آشکار نبود، اکنون در کشورهای اسلامی در حال شکل گيری ست. مسلمانان تنها يک راه برای رستگاری خود می شناسند که همانا برپايی حکومت اسلامی در راستای رسيدن به دوره پيامبر خويش است. دوراه ای که خدای اسلام در قران به آن سوگند ياد کرده است.1
اين راه برای مسلمانان سُنی، تنها از راه برپايی خلافت اسلامی بر زمين شدنی ست. اين تنها شکلِ حکومت مشروع برروی زمين است که مسلمانان سنَت گرا، آن را می پذيرند. اين چگونگی برای آن است که پس از متلاشی شدن امپراتوری عثمانی، سرزمين های اسلامی بدست امپراتوری های انگليس و فرانسه افتاد و روندهای فرهنگی و تاريخی بومی از کار افتاد. از اينرو، فرهنگ اسلامی هرگز نتوانست زمانمند شود و به ابزاری برای مبارزه با فرهنگ غربی و گريز از آن بسوی گذشته روی گرداند. چنين است که امروز همچنان مسلمانان در خاورميانه برای رسيدن به حکومتی به شيوه خلفای پيشين پافشاری می کنند. ذهنيت ايرانی، دو راه گريز برای بازگشت به گذشته دارد، اما ذهنيت مسلمانان ديگر خاورميانه، ازعربها و ترک ها گرفته تا مردم پاکستان، تنها يک راه برای رسيدن به آرمانشهر اسلامی دارد و آن راه، برپايی خلافت اسلامی ست.

...........
1.  وَالْعَصْر. إِنَّ الإِنسَانَ لَفِي خُسْر. إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ. وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ. (سوره العصر، قرآن)


Post a Comment
Comments: Post a Comment
Free counter and web stats