DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> گـُوبـــاره <$BlogRSDUrl$>

گـُوبـــاره
 

Saturday, September 14, 2013


صـــــــدای بـی رســـــــانه 


رسانه‏های فارسی زبانی که با سرمايه دولت‏های خارجی داير شده‏اند، بلندگوهای اطلاعاتی – امنيتی ِ کشورهای خود هستند. اگر بسيار خوش بينانه به آن‏ها بنگريم، بايد بگوييم که هدف اساسی هريک آن است که چشم اندازِ سياسی ما را بدلخواه خود پيرايش و ويرايش و سپس آرايش کنند؛ يعنی که چنان کنند که ما در راستای سود آنان بينديشيم.

حقيقت را جغرافيای خيال در ذهن انسان عينيت می‏بخشد. اين جغرافيای درونی، نقش بزرگی در شيوه رفتارها و کردارهای ما دارد. رسانه های همگانی امنيتی، هماره در پی بازسازی و پرداخت اين جغرافيا هستند تا چشم انداز گذشته و آينده ما را برايمان – بی که بدانيم و يا بخواهيم – نقاشی کنند .

با آن که هر روز بر شمارِ رسانه‏های فارسی زبان افزوده می‏شود، اما بدبختانه صدای مردم ايران همچنان بی رسانه مانده است. ما هنوز هيچ رسانه همگانی مردمی که فرزندان دلسوزِ ايران بتوانند در آن، آزاد و سربلند، بی هيچ شرمساری و سانسوز و سرافکندگی شرکت کنند و سخن خود را با مردم در ميان بگذارند، نداريم.

هر کشور چيزی بنام "گفتمان‏های ملی" دارد که جايگاه آن کشور را در جهان نشان می‏دهد. کارِ رسانه‏های ملی ورانداز کردن اين گفتمان‏ها و سود و زيان هريک از آن‏هاست. برای نمونه، چندی از گفتمان‏های ملی انگليس در دوره کنونی اين‏هاست؛ مرزهای آزادی‏های فردی، نقش دولت در زندگی خصوصی مردم، نيک و بدِ مهاجر پذيری، سود و زيان برنامه رفاه اجتماعی، بودن يا نبودن در اتحاديه اروپا، بايد يا نبايد ِحق آزادی خودکشی، دولت اقتصادی يا اقتصاد دولتی. بيشتر مردم انگليس نيز- اگر بخواهند – حق اظهار نظر درباره اين گفتمان‏ها را در رسانه‏های همگانی انگلستان دارند.

گفتگو و گفت و نوشت درباره گفتمان‏های ملی در هر کشور، بخش بزرگی از مردم آن کشور را در سرنوشت آن سرزمين درگير می‏کند و همگرايی ملی را افزايش می‌دهد. اين کار تنها زمانی شدنی ست که رسانه‏های مردمی زمينه را برای ورانداز کردن ِ گفتمان‏های ملی آماده کنند. اما در ايران هماره زمينه و زمانه با مردم ناسازگار و نامهربان بوده است. شايد ايران يکی از انگشت شمار کشورهای جهان باشد که گفتمان‏های ملی آن اکنون بسود بيگانگان است. نمونههای از اين چگونگی، حق مسلم دانستن انرژی هسته ای و يا گفتمان مبارزه با صهيونيزم است. نمونه غير سياسی اين کار را درباره توريسم می‏توان يافت. دولت‏های همه کشورهای جهان، هماره در پی پرُکشش نشان دادن سرزمين خود برای کشيدن توريست از کشورهای ديگر و نيز رونق دادن صنعت توريسم داخلی هستند. اما شايد حکومت کنونی ايران تنها کشوری باشد که حتی مردم ايران را به رفتن به سفرهای زيارتی به کشورهايی مانند عربستان و عراق و سوريه تشويق می کند و برای رفتن مردم به تورهای زيارتی به آن دياران، تسهيلات ويژه فراهم می کند. . 

بله، صدای مردم ايران، همچنان چونان گذشته بی رسانه مانده است. راديو ايران سال‏هاست که صدای گورستان بقيع را می ماند و تلويزيون ملی ايران همچنان کانون خرافه پراکنی و خرپروری ست. اما از آن بدتر اين که در سال های کنونی، رسانه‏های فارسی ِ زبان ِ کشورهای بيگانه، جای خالی صدا و سيمای ملی ايران را پر کرده‏اند و برايمان چهره‏های تازه روشنفکری می سازند. اکنون اين چهره‏های آشنای بيگانه، گفتمان‏های ملی ما را می‏سازند و روز و شب در کنار ما در اتاق‏های ما، آن‏ها را برای ما و بجای ما وارسی و ورانداز می کنند

***


Post a Comment
Comments: Post a Comment
Free counter and web stats