DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> گـُوبـــاره <$BlogRSDUrl$>

گـُوبـــاره
 

Sunday, November 12, 2006


صـــد سال ِ آزگـــــار 


8. هدف و وسيله

ناسازگاری بنیادهای ارزشی و اخلاقی زندگی شهری ايرانيان با فرهنگ مدرنيست، زمينه ساز همه رويدادهای بزرگ تاريخ ما دريک صد سال آزگار گذشته بوده است. اين چگونگی با پيدايش شکاف ميان مشروطه خواهان و مشروعه خواهان آغازشد و با برپايی حکومت اسلامی به پايان رسيد. با برپايی حکومت اسلامی در ايران، پرونده فرآيند مشروطيت بسته شد.

دنبـــــاله.....


Post a Comment
Comments:
آقای هرندی عزيز

سلام. بازهم ممنون از اين مقاله خيلی عميق و آموزنده
 
درود بر شما. در باره ی این پستتان چند نکته به نظرم می رسد:
اول این که به نظر شما انقلاب مشروطیت ایران نبرد و رویاروئی آتش افروز بین دو تمدن بود؟ چه دلیلی برای این حرف دارید؟ درگیری تمدن ها در طول تاریخ به شکل برخورد مستقیم دو تمدن روی داده است، مثل جنگ هائی که بین تمدن های ایران باستان و روم و مصر در میگرفت. اما در انقلاب مشروطیت تمدن غرب حضور مستقیم نداشت و نیز درگیری و برخورد آتش افروزی هم رخ نداد...
دیگر این که شاید منظور شما از ضرب المثلی که آورده اید "نواختن سرنا از سر گشادش" بوده است (به معنی برعکس انجام دادن کاری) نه نواختن شیپور از سر دراز آن.
راجع به انگلستان گفته اید " هدف آن کشور از اين فرآيند، پيشتازی از ديگر کشورها در نوآوری و توليد فرآورده ها و خدماتی رقابت گريز در بازارهای جهانی ست. اين آرمان نه تازگی دارد و نه شگفتی. مردم همه سرزمين ها در سراسر تاريخ، خواستار چنين جايگاهی بوده اند." اما این حرف درست نیست. اگر می گفتید از آغاز تاریخ مدرن همه ی کشورها خواستار چنین جایگاهی بوده اند درست می بود، چون پیش از عصر مدرن اصلا چیزی به نام بازارهای جهانی و رقابت در آنها وجود نداشت. ضمناً مردم همه ی کشورها نیز خواستار چنین جایگاهی نبوده اند، نمونه اش اکثریت مردم کشور خودمان که هنوز هم نسبت به هر آنچه جهانی است از بازارها و رقابت و غیره به چشم بی نیازی و حتی اکراه می نگرند. (البته بهتر است اگر به جای "مردم کشورها" در جملات بالا "دولت و قشر فعال بازرگانان" را بگذاریم.) سیاستی که به شدت در ایران تبلیغ می شود این است که ما هیچ نیازی به کشورهای دیگر و به ویژه غربیان نداریم و هر چه خودمان داریم برای ما کافیست و حتی بهترین است. بسیاری از مردم نیز همین طور می اندیشند و در برخورد با آنان میتوان شنید که نداشته های خود را که دستاوردهای دیگران باشد تحقیر می کنند.
 
خانم، من مقاله را خواندم. آقای هرندی همچين حرفی نزده. ضمناً شما از کجا می دانی که مردم همه ی کشورها نیز خواستار چنین جایگاهی نبوده اند؟ مگرشما با مردم همه کشورها حرف زده ای و از آنها پرسيده ای؟ اصلاً از کجا می دانی که مردم کشور خودمان هم نسبت به هر آنچه جهانی است از بازارها و رقابت و غیره به چشم بی نیازی و حتی اکراه می نگرند. شايد شما نظر خودتان را نظر همه مردم ايران می دانی.

نيکخواه
 
Post a Comment
Free counter and web stats