DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> گـُوبـــاره <$BlogRSDUrl$>

گـُوبـــاره
 

Sunday, September 24, 2006


صـــد سال ِ آزگـــــار 


5. جغرافيا، مادر ِ تاريخ؟

از ديدگاه فرم شناسی، بيشتر شهرهای کهن ايران ساختاری خطی و شطرنجی دارند. امروزه بيشتر شهرهای تازه را با فرم های حلقوی و ستاره ای می سازند و با گسترش اِين شهرها، شهرک های اقماری و موازی در گستره پيرامونی آن ها بنا می کنند. فرم هرشهر، نه تنها گويای جغرافيای بستر آن شهر و ويژگی ها زيستبومی آن است بل که زمينه سازکيفيت زندگی در آن شهرنيز می شود. اين چگونگی گاه سبب می شود که جغرافيا مادر تاريخ شناخته شود. پرداختن ما به شهر نشينی نيز، هنگامی که از جنبش مشروطه سخن می گوييم از همين روست. اما براستی چه پيوندی می تواند ميان شهرهای ايران و فرُم ها و شيوه های زيستی آن با نهضت مشروطه باشد؟

دنبـــاله....



Post a Comment
Comments:
آقای هرندی عزيز، خيلی آموزنده بود. دست شما درد نکند. همه نوشته های شما عميق و دقيق است. زنده باشی

ايرانی
 
راست میگه این آقای ایرانی . من هم باایشان موافقم
وفا
 
درود بر شما آقاي هرندي گرامي
نوشته ي بسيار آموزنده و جالبي بود. با اين كه مي دانم نظريه هاي جامعه شناسانه هيچ يك اثبات قطعي ندارد اما از اين تفسير شما كه "همه پنداره های انسان از هستی، بازتاب رويارويی ذهن انسان با زيستبوم اوست. " خوشم مي آيد، گرچه در تمام موارد توجيه پذير نيست، مثلا در قرون وسطا در اروپا دادگاه هاي تفتيش عقايد و شكنجه هاي سخت آن براي آزاد انديشان غير كليسائي را اگر بتوان با اين جمله توجيه كرد كه "زندگی دربيابان های بی پايان نما ی کويری، به زيستن برلبه پرتگاه نيستی می ماند که برآن، کوچکترين لغزش می تواند آدمی به ديار نيستی بفرستد. اين چگونگی پيدايش فرهنگی بی گذشت و بی مدارا و نارواستيزرا سبب می شود و خدای آن نيز، خدايی جبار و قهار و ناسازگار و نرمش ناشناس است.
"، (كه البته با توجه به طبيعت اروپا توجيه پذير نيست)؛ دمكراسي امروز اروپا را چگونه توجيه خواهيم كرد؟ پيش از اين كتابهائي خوانده بودم كه پيدايش دمكراسي يا استبداد را به طبيعت خشك و كويري يا طبيعت پر بركت آبسال ربط مي دادند و ايرادهائي از اين دست به فكرم رسيده بود.
پرسشي كه در آخر يادداشت تان آورده ايد سوالي است كارستان. به شما تبريك مي گويم كه در جستجوي يافتن چنين ارتباطي هستيد... اگر به طور جدي روي اين مسئله كار كنيد به كاري پرداخته ايد كه كمتر انديشمند ايراني يا غير ايراني به آن توجه كرده است و به گمان من چنين جستجوهائي در يافتن پاسخ براي "چرا" هاي فراوان ما بسيار مفيد و لازم است . منتظر دنباله ي يادداشت شما هستم.
 
دست مریزاد. مقاله ای ژرف و خردمندانه است. سبز باشید
محمود کویر
 
Post a Comment
Free counter and web stats