DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> گـُوبـــاره <$BlogRSDUrl$>

گـُوبـــاره
 

Tuesday, August 08, 2006


صــــد سال ِ آزگـــار 


با گذشت سده ای از انقلاب مشروطيت، بسياری ازانديشمندان ايرانی اين صدسالگرد را بهانه ای برای بررسی و بازنگری ِ رويدادهای سده گذشته کرده اند. اين بررسی در روزگار ما بسی بيش از آن که بايد، آب و رنگ و بار ِ سياسی بخود گرفته است و چنين می نمايد که بسياری از رويه ها وسويه های آن دارد در پرتوارزشداوری های زمان پسند و شتابزده شکل می گيرد. البته چاره ای هم نيست. ژرفای رويدادهای تاريخی ِ چند دهه گذشته در ايران، مردم را برآن داشته است تا سرنخ رفتارهای و کردارهای اجتماعی را در تاريخ بپندارند و بکاوند. برخی می خواهند بدانند که؛ "چه شد که چنين شد"، و برخی ديگر در پی آنند که بدانند که؛ " چه بايد کرد که هرگز ديگر بار چنين نشود."

اهميت تاريخ و پرنما شدن ِ بررسی و بازنگری آن سبب شده است که برخی از گروه های سياسی، رفتاری ابزارگونه با تاريخ داشته باشند و در پی بازسازی و بازنوشت آن در راستای برنامه های سياسی خود برآيند. اين چگونگی تازگی ندارد اما آنچه در اين رهگذر می توان گفت اين است که شيوه بررسی و سنجش دستاوردهای مشروطه، به گونه ای که از بسياری از گفته ها و نوشته ها و سمينارها برمی آيد، گواه روشنی بر شکست اين پروژه است. اين چگونگی برآيندی از کردارهای قبيله ای ست که در آن ابر و باد و مه و خورشيد و فلک بايد تنها در خدمت قبيله باشند.

فرهنگ مشروطه خواهی ريشه درانديشه های نوجويانه ای داشت که انديشمندان ايرانی سالها پيش از انقلاب مشروطه بدانها پرداخته بودند. آبشخور اين فرهنگ، چشم انداز مدرنی بود که بسياری از سرزمين های غربی را ديگرگون کرده بود. اين چشم انداز دو رويه دارد؛ يکی درونی و ديگری بيرونی. رويه درونی اين پديده، ديدگاهی ست که زاويه ديد و شيوه ديدن را دگرگون می کند. رويه بيرونی آن نيز ابزار زندگی مدرن است، مانند شهر و ماشين و شيوه های آيش و زايش و روش ِ گياهان و جانوران.

با آمدن مشروطه، لايه بيرونی زندگی مدرن نيز به ايران آمد، اما اين رويداد، جغرافيای ذهن ايرانيان را برای پذيرش انديشه های مدرن آماده نساخت.

دنبـــاله دارد

................................
روزگار ما روزگار کژيها و مژيهای فکری و فرهنگی ست. البته شايد هميشه چنين بوده است، اما اين چگونگی، امروز چنان کلاف درهم ِ دست وپاگيری شده است که گويی خِرَد ِ فرد در بسياری از زمينه های و گرفتاريهای روزمره، به تنهايی توانايی تميز دادن راه از چاه را ندارد. اين کلاف برای مردم سرزمين های پيرامونی دست و پاگيرتر است. از اينرو شايد با انديشيدن درباب و باره هيچ موضوعی نمی توان به نتيجه درستی رسيد.


Post a Comment
Comments:
سلام ... من دارم به این نتیجه میرسم که در ایران همیشه اینطور بوده، یعنی تاریخ تکرار نمیشود بلکه ادامه دارد ....
 
Post a Comment
Free counter and web stats