DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> گـُوبـــاره <$BlogRSDUrl$>

گـُوبـــاره
 

Tuesday, May 23, 2006


کدام آزادی؟ 


پيشينيان ما دربرابر واژه های انگليسی؛Freedom و Liberty, Emancipation, واژه " آزادی" را گذاشته اند که شايد برای " Freedom " مناسب باشد اما آن دو ديگر را معنا نمی کند. اگر چه هرسه واژه با آزادی سروکار دارد، اما هريک معنای ويژه خودش را دارد که برابری برای آنها در زبان فارسی نمی توان يافت. اين گرفتاری ويژه اين سه واژه نيست و دامنه درازی در فرهنگ ما دارد. ترجمه گفتمانهای فرهنگی، زبان و فرهنگهای پيرامونی را با بحران معنا رويارو کرده است. در فرهنگ ما اين بحران سبب شده است که ما با " مدرنيت" از راه مفاهيم سنتی فرهنگ خود آشنا شوِيم و دريافتی نادرست از آن داشته باشيم، آنگونه که برخی، اين رويکرد تازه به انسان و جهان را از پيشداشتهای فرهنگی خود ما بدانند و برآن شوند تا ريشه های تاريخی آن را از دين و آئين و تاريخ ما بيرو ن کشند.

همه فرهنگهای جهان تٌرهاتی درباره کيستی انسان و چيستی جهان و چگونگی آمد و رفت او دارند. هر جا که انسان می زيد، ادبيات سياسی و فرهنگی و اقتصادی نيزشکل می گيرد. پس آشکار است که درهمه زبانها همه واژه هايی که بکار انسان و زيستبتوم ويژه اومی آيد، هست اما نکته اين است که آيا معنای اين واژه ها را می توان با يافتن برابرهای آنها در زبانی ديگراز صافی ترجمه گذر داد؟ برای نمونه می پرسم که آيا مراد از " Economics "، همان " اقتصاد است که يک پيشوند واکنشی " علم " هم به آن افزوده اند تا شر کار را کنده باشند؟ بار معنايی مفهومی که در فرهنگ ما اقتصاد خوانده می شود، چيزی ست و آنچه که درغرب بدان Economics می گويند چيزی ديگر. آن يک درباره حق خورد و برد از نعمتهای الهی و انفال است و اين رشته ای ست که سررشته داران آن می کوشند تا شيوه توليد وتوزيع و کاربرد فراورده های کشاورزی و صنعتی و خدماتی را شناسايی و رده بندی کنند و نيز رفتارها و کردارهای بازرگانی مردم را بررسند.

در نمونه بالا، هنگامی که ما از آزادی سخن می گوييم، روشن نيست که آيا مراد ما معنای سنتی آزادی ، يعنی آزادی در تقليد و برخی از احکام و آداب دينی است و يا آنگونه که در جهان مدرن از آن مراد می شود؟ آن يک با آن شعار انقلابی، استقلال، آزادی،.... بسِيار همخوان تراست تا اين يک، اما شوربختانه بسيارانی که اين شعار را سردادند، از خود نپرسيدند کدام آزادی ؟

به گمان من بايد پيش پذيره های ذهنی را کنار گذاشت و از آغاز آغازيد. يکی از راههای اين کار، بازنگری ِ معنای واژه ها و گفتمان ها و مفاهيم است.


Post a Comment
Comments:
آقای هرندی، سلام. تازه با اين وبلاگ آشنا شده ام. به نظر من با همه وبلاگهايی که من ديده ام فرق دارد. شما هم خوب می نويسيد و هم مطالب خوب می نويسيد. معلوم است که پشت اين شعر و نثر زيبا، انسانی جدی و دانا و کار کُشته است که خود شما يی.
 
آقای هرندی عزيز، آمده بودم سری بزنم، بد ندانستم رد پايی بگذارم و سلامی به شما. من هم با مهيار موافقم و وبلاگ شما يکی از دو وبلاگی است که بايد مرتب سر بزنم...و می زنم.
 
بسیارانی که این شعار را سر دادند از خود نپرسیدند کدام آزادی. درست است. شاید علت اینکه از خود نپرسیدند این بود که خودشان هم اصلا نمیدانستند آزادی چیست و کدام آزادی را باید انتخاب کرد
راستی ما با این همه غنای فرهنگی چرا معادلی برای کلمه
Liberty
نداریم؟
وفا
 
akh tcheghadr baa in 2 satreh aakhareh neweshtaaretaan mowaafegham.25 saal bar aan paafeshaari mikonam.delsard nakhaahid shod, zamineyeh aan besyaar naa mohhayaa. tcheh baak keh 25 saaleh digar talaash konim.......
 
Post a Comment
Free counter and web stats