DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> گـُوبـــاره <$BlogRSDUrl$>

گـُوبـــاره
 

Wednesday, December 28, 2011


کشـور و ملّت 


کشور، گستره زيستِ ملت است. اين گفتمان پيشينه تاريخی چندانی ندارد و با پيدايش دولت- ملت پيدا شده است. در گذشته واژهِ "کشور"، در زبان فارسی معنای ديگری داشت و در پيوند با هفت بخش بندی زمين به هفت کشور بکار می رفت. پيش از بخش بندی جغرافيايی کنونیِ، جهان به 7 اقليم تقسيم شده بود که هر يک، نام اختری بر خود داشت. امروزه مراد از کشور، گستره زمينی ست که در نقشه‏ رسمی جغرافيای جهان، گراگردِ آن خط کشی شده است و سازمان ملل متحد، آن را با نام ويژه‏ای بنام ملتی می‏شناسد. از اينرو، کشور در جهانِ مدرن، گفتمانی سياسی – حقوقی ست. اگرچه در جهان کنونی، ملت‏های بی کشور می‏توان يافت، مانند ملت فلسطين، اما کشور بی ملت نداريم. هر کشور، وطن ملت آن کشور است. در گذشته گفتمانی بنام، "مملکت"، هم در زبان فارسی وجود داشت که مراد از آن، حوزهِ حکم رانی شاه بود. در روزگار ما کشور و مملکت کاربردی همگون يافته است، اما پيش‏تر مملکت را برای کشوری که دارای حکومت شاهی بود بکار می‏بردند.

بيشتر کشورهای پيرامونی را می‏توان، وانهادهای سياسی فروريزی امپراتوری‏های بزرگ و نيز پس‏آيندهای سياسیِ استعمارگری غربی دانست. برای نمونه، بيشتر کشورهای خاورميانه، پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی شکل گرفتند. مردم ِعراق و سوريه و لبنان و عربستان، ريشه ‏ای ديرين در تاريخ سرزمين‏های خود دارند، اما کشورهای آنان نوپاست. همه ايِن کشورها، پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی، بدست دولت‏های فرانسه و انگليس پديد امد. در هيچ يک از آن‏ها نيز، نه ملت وجود دارد و نه نهادهای مدنی ريشه داری که پاسدار حقوق مدنی مردم باشد.

گفتم که در جهان کنونی، کشور بی ملت نداريم، اما کشورهايی هستند که برپايه پنداره ملتی ذهنی شکل گرفته‏اند. پاکستان نمونه‏ای از اين کشورهاست. اين کشور پس از استقلال هندوستان، برپايه مذهب بنا شد. پنداره بنيانگذارن اين کشور اين بود که دين اسلام، بنياد خوبی برای ملت سازی براساس مذهب است و مسلمانان هند، خواهند توانست که هويت ويژه‏ای براساس مذهب خود در اين گوشه از جهان پديد آورند. اما اکنون پس از گذشت چندين دهه از آن رويداد، تاريخ نشان داده است که فراخوان مسلمانانِ هند به گردآمدن در گوشه‏ای از آن سرزمين و برپاکردن کشوری براساس مذهب، چه خطای بزرگی بوده است. پاکستان ارتشی دست نشانده امريکا در آن گوشه از جهان است که برای موجه نشان دادن خود، نزديک به 200 مليون مسلمان تهيدست هندی را بنام اسلام، دورادور خود گرد آورده است و روز و روزگار آنان را هدر می‏دهد. اين ارتش دست نشانده که تنها با کمک بيگانگان ، در راستای سود آنان  اداره می‏شود، نام کشور پاکستان را برآن پايگاه نهاده است. کشورهای دروغينی از اين دست، در جهان بسياراست. بسياری از اين کشورها، پايگاه‏های ارتشی قدرت‏های جهانی هستند که در آن‏ها ارتش، تنها نهاد کارا و راستين است. از اينرو، به توجهی به آموزش و پرورش و روندها و رويدادهای اجتماعی و فرهنگی، از اين کشورها، کانون‏های بُحران و آشوب می سازد.
............
در فرهنگ نامه‏ها آورده اند که کشور، ترجمه اقلیم است که یک حصه از هفت حصه ربع مسکون باشد. چنانکه گویند کشور اول و کشور دوم یعنی اقلیم اول و اقلیم دوم و هر کشوری بکوکبی تعلق دارد کشور اول که اقلیم اول باشد بزحل و آن هندوستان است دوم بمشتری و آن چین و ختاست سوم بمریخ و آن ترکستان باشد چهارم ب آفتاب و آن عراق و خراسان است . پنجم بزهره و آن ماورائ النهر است ششم بعطارد که روم باشد. هفتم بقمر که آن اقصای بلاد شمال است . کشخر . اقلیم

در کتاب دینی برهمنان هند، زمین دارای هفت کشور است . در کتاب‏های اسلامی نیز، جهان به هفت اقلیم تقسیم شده است . در گاتها یسنا بند 32 هفت بوم و سرزمین گفته شده است . در بخش‏های دیگر اوستا بجای هفت بوم هفت کشور یاد شده است که ایران در وسط آنها قرار گرفته بود و آنها عبارت بودند از : 1 - ارزهی یا [ ارزه ] ( کشوری در مغرب ) . 2 - سوهی یا [ سوت ] ( کشوری در مشرق ) . 3 - فرددفش ( کشور جنوب غربی ) . 4 - ویددفش ( کشور جنوب غربی ) . 5 - ووربرست ( کشور شمال غربی ) . 6 - وورجست ( کشور شمال غربی ) . 7 - خونیرس یا [ خونیرس ] ( کشور مرکزی ایران








Post a Comment
Comments: Post a Comment
Free counter and web stats