DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> گـُوبـــاره <$BlogRSDUrl$>

گـُوبـــاره
 

Saturday, December 24, 2005


ادبيـات بنی هنـدل 


آگاهى، جانمايه فرهنگ مدوّن است؛ آگاهى از آنچه كه هست و از آنچه كه بايد باشد. از اينرو، اين فرهنگ آرمان گرا و كمال جوست و انسان و جامعه را نه بدانگونه كه هست بل، که بدانگونه كه مى پندارد "بايد باشد"، تعريف و تفسير مى كند. اما فرهنگ شفاهى واتابِ آنچه كه هست، در قالبِ افسانه، لطيفه، مثل و متل است. شعرها، شعارها، لطيفه ها، ضرب المثل ها و ديگر گويه هاى مردم پسند در هر جامعه، كليد رهيابى به بسيارى از ارزش ها، آمان ها، بنيان هاى اخلاقى و الگوهاى رفتارى مردم در آن جامعه است. افزون براين، برخلاف فرهنگ مدوّن كه در هر دوره تنها نماينده جهان نگرى نخبگان جامعه است، فرهنگ شفاهى نمايانگر خُلق و خوى قومى در تماميّت آن مى باشد و نه ساخته و پرداختهِ آل ها و ايل ها.

دنبــاله


Post a Comment

Friday, December 23, 2005


برآيش و هنـر 


در حقيقت انسان از راه افسانه و داستان و شعر و مثل و متل و فيلم و نمايش، تجربه هايی رايگان بدست می آورد که در داد و ستد عاطفی و اجتماعی با ديگران کاربرد فراوان دارد. هنگامی که کسی در جهان ذهنی خود در جلد کاراکتر داستانی می رود و دردی را همانند او تجربه می کند، اين تجربه دستمايه ای برای آينده وی می شود. برای نمونه هنگامی که کسی زيان ناشی از تهمت و يا زخم زبان را بصورت واقعی تجربه کند، از اثر زخم زبان آگاه می شود و در کاربرد آن با وسواس بيشتری عمل می کند. اما توانايی پنداشتن در انسان اين امکان را برای وی پديد آوده است که بدون زخم زبان شنيدن، اثر آن را از راه خواندن و يا شنيدن داستانی در اين باره بصورت رايگان تجربه کند.

دنبــاله


Post a Comment

Friday, December 09, 2005


خودكامگى 


خودكامگى ژنتيك تنها به كشش ها و كوشش هاى ميكروسكوپى بسنده نمى كند بلكه زمينه ساز خوى جانورى انسان نيز هست. اين نكته كه انسان ذاتى خودكامه و خويشتنخواه دارد، سخن تازه اى نيست وپيش از پيدايش ديدگاه ژنتيك در فلسفه، پيشينه ای کهن داشته است. در حقيقت شايد بتوان گفت كه بسى پيشتر از اين همه، پيامبران سامى به اين چگونگى پى برده بودند كه براى رهايى انسان از ديو درون، او را............

دنبــاله


Post a Comment

Saturday, December 03, 2005


روزگـار ِ انسان خـدايی 


اساسی ترين ويژگی مدرنيزم، پنداره انسان مداری است. اين گمانه بنيادين که انسان تنها راننده هستی ست، زمينه ساز همه دستاورد های خجسته اين رويداد تاريخی ست. اين چگونگی، انسان را که پيش از آن، "مخلوقی جايزالخطا" و بنده ای ناتوان و ناچيز پنداشته می شد و گاه از "گاوان و خران ِ بار بردار"، فرومايه تر می دانستندش، به مرکزِ هستی که پيش تر جای خدايان و خداوندان بود، کشانيد و بالاترين جايگاه و والاترين ارج را زيبنده او دانست. چنين شد که.....

دنبــاله


Post a Comment
Free counter and web stats