DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> گـُوبـــاره <$BlogRSDUrl$>

گـُوبـــاره
 

Tuesday, March 21, 2017


در گستره ی فرهنگ (7) 


در بخش های پيش گفتيم که فرهنگِ انسان، زمينه ای طبيعی دارد و طبيعت او ساختاری فرهنگی. نيز گفتيم که، حافظه،آگاهی، ذهن و زبان، چهار ستون بنيادين فرهنگ و زمينه های طبيعی آن هستند. اگر هر يک از اين برآيه های بزرگ تاريخی وجود نمی داشت، فرهنگ انسانی به گونه ای که ما امروز می شناسيم نيز، نمی توانست شکل گيرد.
زبان چيست؟ برای چه برآمده است و چه نقشی در سازگاری انسان و ماندگاری او دارد؟ زبان شناسان اين پرسش ها را با چشمداشت به کارِ زبان در ترابری معنا پاسخ می دهند و می گويند که زبان ابزار بردن و سپردنِ معنا از ذهنی به ذهن ديگر و يا ديگران است. از ديدگاه زبان شناسی، اين ابزار برای آسان کردن داد و ستد در زندگی اجتماعی شکل گرفته است و رسانه ای ست که همه ی کاربران هر زبان را بيکديگر پيوند می دهد و آنان را از انديشه ها و خيال های يکديگر آگاه می کند.
اما از چشم انداز برآيشی، زبان ابزاری سه کاره است؛ نخست رسانه ای برای پذيرش تجربه و دانش از راه حس های پنجگانه از ديگران و سپارش آنان به آيندگان. دوم ابزاری برای آسان کردن همکاری با ديگران و سوم توانی برای روان گردانی خود و ديگران.۱
در پيوند با نقش نخست زبان بايد گفت که زبان وسيله است، نه هدف. گرايش انسان به گفتن و شنيدن و خواندن و نوشتن و گوش سپردن به سخنان ديگران و درگير شدن در داستان های آنان و دلسپاری به روايت های ديگران از هستی، رفتارهايی برآيشی در راستای تجربه اندوزی هستند. هر تجربه ی تازه، گامی بسوی سازگاری با زيستبوم می تواند باشد. گزارشِ تجربه های ديگران، شيوه ی ارزان و آسانی برای يادگيری ست که با ذات تجربه جوی انسان همخوان است و زبان، ابزاری برای سيرکردنِ اين گرايش ذاتی ست. درک و دانستن تجربه های ديگران، نه تنها ژرفای تجربی ما را گسترش می دهد، بلکه بما نشان می دهد که تنها کسانی ما نيستيم که با ناسازگاری های زيستی دست و پنجه نرم می کنيم و گاه در می مانيم و گاه نااميد می شويم و گاه راه را از چاه نمی شناسيم و اشتباه می کنيم.2 بله، هنگامی که درد همگانی باشد، درد نيست، گونه ای تجربه ی همگانی ست.
زبان، تور تجربه است. يعنی که ما با کاربردِ آن، هم تجربه های زيستی خود را به ديگران نشان می دهيم و در دسترس آنان می گذاريم و هم از تجربه های آنان بهره می بريم. در چنين داد و ستدِی، هنگامی که کسی دست و يا پا و يا چشم خود را از دست می دهد، ديگران نيز می توانند با شنيدن و يا خواندن سرگذشت او و آگاهی از آنچه بروی رفته است، پرهيبی از از دست دادن دست و يا پا و يا چشم را در ذهن خود تجربه کنند و ارج گذارِ دست و پای خود باشند


Post a Comment
Comments: Post a Comment
Free counter and web stats