DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> گـُوبـــاره <$BlogRSDUrl$>

گـُوبـــاره
 

Thursday, February 16, 2017


در گستره ی فرهنگ :4 


در بخش پيش به اهميت حافظه پرداختيم و در اين بخش، نقش آگاهی را در برآيشِ توان فرهنگمندی برمی رسيم. آگاهی، تجربه ای درون- ذهنی ست. اين که چيزی در درون ما به زنده بودنمان در جهان گواهی می دهد و ما را از ديگرپديده های جهان جدا می کند. توانايی جداکردن خود از جهان و بودن در طبيعت و نه بودن با آن. آگاهی توانايی پنداشتنِ خود در جهان و انگاشتن پديده ای ذهنی بنام "من" است در ذهن هر فرد است. تنها انسان است که می تواند بگويد؛ "اينک من و آنک جهان". پوستِ تنِ انسان، مرز من ِ او با جهان است. اين مرز هماره در دسترس ذهن ماست و ما همواره در زمان بيداری، از جايگاه هر نقطه از تنِ خود در فضای دور و برمان آگاه هستيم. يعنی بی که نياز به نگاه کردن داشته باشيم، می دانيم که انگشت شست پای راستمان و يا نرمه گوش چپمان در چه نقطه از جغرافيای تنمان جا دارد.


Post a Comment
Comments: Post a Comment
Free counter and web stats