DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> گـُوبـــاره <$BlogRSDUrl$>

گـُوبـــاره
 

Thursday, March 09, 2017


در گستره ی فرهنگ (6) 


نمادگرایی و کاربرد آن، انسان را در شناسایی پیوند های پدیدارهای جهان توانمندتر کرده است و در پرتو کارکرد حافظه، آگاهی، ذهن و زبان، انسان را از همه زیندگان دیگر در دستکاری زیستبوم خود و دگرگون کردن آن، توانا کرده است. اکنون این جانورِ میانگین- تن، که می بایست در دشت های سرسبز و دره ها و جلگه های آبسال به فراوردن خوراک و نوشاکِ خود سرگرم باشد و در پی شکارِ جانوران خوشگوشت و یافتن دانه ها و میوه های تازه باشد، سر از شهرهای بزرگ با آسمانخراش های کیهانسا در آورده است و توانِ از جا برکندن کوه ها و جابجا کردن رودها و خشکاندن مرداب ها را یافته است و با پرنده سانان غول پیکرِ آهنین در اندک زمانی، از اینسوی زمین به آنسو می رود و جهانی مجازی را به موازات جهان حقیقی ساخته است که در آن می تواند نابوده را پدید آورد و ناممکن را ممکن سازد و محدودیت های زمینی و زمانی و مکانی و اجتماعی و اخلاقی و را کنار زند و هر آنگونه که خوش می دارد در جهان مجازی اینترنتی به رویا چرانی بپردازد.
توانایی های انسان صنعتی کنونی که او را در جایگاه خدا نشانده است و بر هرکار توانا کرده است، همه در بیست هزار سال گذشته پدید آمده اند. ریشه همه ی این توانایی ها را باید در زمینه های زیستی حافظه، آگاهی، ذهن و زبان جستجو کرد. چنین است که می گویم، فرهنگ، بنیادی طبیعی دارد و طبیعت انسان زمینه ای فرهنگی. این چگونگی یعنی فرهنگی بودن طبیعت، گرفتاری های بزرگی را برای انسان فراهم آورده است. یکی از این گرفتاری ها این است روندهای برآیشی و طبیعی، بسیار کُند هستند و گاه برآیش پدیده ای به میلیون ها سال نیاز دارد. اما روندها و رویدادهای فرهنگی در چند دهه شکل می گیرند و جا می افتند. این رویدادهای چند دهه ای هرگز نمی توانند با رویدادهای برآیشی هزاران ساله، همپایی کنند.


Post a Comment
Comments: Post a Comment
Free counter and web stats