DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> گـُوبـــاره <$BlogRSDUrl$>

گـُوبـــاره
 

Wednesday, December 28, 2016


کلـــنجار اهل دين با جُستاوردهای داروين (1) 


تا کنون سه رويدادِ بزرگ در تاريخ ِاديان ابراهيمی، جهان بينی اين دين ها را به چالش کشيده است. نخست بازيابی ِانديشه های فيلسوفانِ يونانی، به ويژه آثارِ ارسطو در سده های دوازدهم و سيزدهم ميلادی که خِرَدمداری و روشمندی آن ها، زمينه سازِ ردِ وحی و افسانه باوری شد. دوم، رنسانس و پی آمدهای آن، به ويژه انقلابِ صنعتی اروپا بود که با به پرسش گرفتنِ همه باورها و راه ها و روش های پيشين، ساختار ِافسانه ای گيتی را در هم ريخت و زمين را که تا پيش از آن مرکزِ هستی پنداشته می شد، يکی از ميلياردها سنگ ريزه در گوشه ای از کيهان دانست.
سومين رويداد، انتشارِ جُستاوردهای چارلز رابرت داروين در نيمه سده ِنوزدهم ميلادی بود. داروين با بررسی فسيل های زيستارانِ پيشين، در نخستين کتاب خود، "خاستگاه رسته ها"، در سال ۱۸۵۹نشان داد که گياهان و جانوران ِکنونی، نه آفريدگانِ پروردگاری آسمانی، که پروردگان ِزمينی با تاريخی سه و نيم ميليارد ساله اند، که با گذر از هزاره های صبر و ستيز، از زيندگان تک ياخته ای درِ درياهای آغازين برآمده اند. اين چشم انداز، با ردِ آفرينشِ هستی، انسان را که تا پيش از آن،"اشرفِ مخلوقات"، و "قلبِ عالمِ امکان" پنداشته می شد، زينده ای از بی شما زيندگانِ زمين دانست.


Post a Comment
Comments: Post a Comment
Free counter and web stats