DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> گـُوبـــاره <$BlogRSDUrl$>

گـُوبـــاره
 

Thursday, November 06, 2014


سـه گانگی 




هرکسی سه نفر است، یعنی که سه گونه شخصیت دارد؛ یکی کودکی که در درون او می ‏زید و سن و سال سرش نمی‏ شود. دیگری مادر و یا پدر و یا پدر و مادر گونه‏ ای که الگوی رفتاری و کرداری اوست و سومی انسانی که می خواهد باشد و نیست. 


 اولی هلهله گر و پایکوب و دست افشان و شوخ و شنگ و شورانگیز است.  دل آدم همیشه می ‏خواهد که دست اش در دست این یکی باشد و بازیگوشی کند و هوایی باشد و آسان‏گیر و آتش افروز و خوشباش. کسانی که این شخصیت در وجودشان بر آن دو دیگر چیره می ‏شود، نوآور و تازه خواه و آسان گیر و مرزنشناس و دل – به -  هزار- جا و زودرنج و خویشتنخواه هستند. بسیاری از هنرمندان این چنین ‏اند. 


 گرفتاری آن‏ هایی که گرفتار این شخصیت هستند این است که در رفت و آمد و نشت و برخاست با دیگران، خود را کودکانه، از آنان برتر و بهتر می ‏دانند و ناتوان از گرفت و داد برابر با نزدیکان و دوستان و آشنایان خویش ‏اند. 

 نفر دومی جدی و سنگین و رنگین و اهل اخلاق و ادب و آداب و هنجارهای اجتماعی‏ ست. آنان که دل به این یک می ‏سپارند و این شخصیت را در ذهن خود میدان می ‏دهند، بیشترسخت گیر و نکته دان و عیب جو و پندآموزند. اینان همانانی هستند که همیشه نیمه خالی لیوان را می ‏بینند و هماره از همه چیز و همه کس دلزده و ناشادمان و بستانکارند. این کسان در هر رویداد و روندی در پی کمی‏ ها و کژی‏ ها و کاستی ‏ها می گردند و آن ها درشت و برنما و پرنما می ‏کنند. 


 این کسان به دیگران از زاویه پدر و یا مادری همه - دانا و برتراندیش می ‏نگرند و آنان را کودکانی آرام و رام و سهل انگار و مهار شده  می ‏خواهند.  این بیچاره‏ ها، نه خودشان در زندگی روز خوش می ‏بینند و نه دور و بری‏ هایشان. این‏ ها همان کسانی هستند که پدران و یا مادرانی سخت گیر و تلخ جان و گزنده و آزارنده داشته ‏اند و رفتارها و کردارهای آنان را – ای بسا، بی که بدانند و یا بخواهند – الگوی رفتاری و کرداری خود کرده ‏اند. اینان تنها می ‏زیند و تنها می ‏روند. 

 سومی آنی‏ ست که نیست. ابَرَانسانی ایده ‏آلی و یکسان نگر که خود را از دیگران برتر و بهتر نمی ‏داند و همگان را داری حقوقی برابر می ‏پندارد. این یک، نه خود را بزرگسالتر از آن که هست می پندارد و نه دیگران را کوچکتر از آن که هستند. چنان کسی نه در حق کسی ناخواسته پدری و یا مادری می کند و نه در برابر وی کودکی. چنین است که می گویم، این آنی‏ ست که نیست. چنان ذهنیتی تنها در فرهنگ دموکراتیک شکل می گیرد. پس بیهوده در میان دور و بری‏ های خود  دنبال ‏اش نگردید. که، "يافت می نشود، گشته ايم ما."


Post a Comment
Comments: Post a Comment
Free counter and web stats