DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> گـُوبـــاره <$BlogRSDUrl$>

گـُوبـــاره
 

Thursday, October 16, 2014


فرهنگ ِ گـفتگو 


کاربرد زبان در گره گشايی فرهنگی و سياسی، برآيندی از دروان روشنگری‏ ست که چون هنوز در فرهنگ ايرانی شکل نگرفته است، نمی توان آرزو داشت که ما نيز بتوانيم از راه گفتگو کشمکش‏ های سياسی و فرهنگی خود را حل کنيم. چنين است که ما هرگزنتوانسته‏ ايم که با گفتگو و گرفت و دادهای زبانی، گره ای از کلاف درهم گرفتاری‏‏ های تاريخی و اجتماعی خود بگشاييم. هرگاه و هرجا نيز که سخن از نشست و گردهمايی و گفتگو بوده است، همدلی و همزبانی بسيار زود به چند دلی و چند زبانی و پرخاش و ستيز و گريز و جدايی راه برده است. اين همه از آنروست که گفتگو،  تنها کاربرد زبان نيست و فرهنگ ويژه خود را دارد. فرهنگی که در آن "ديگری" جا دارد و انسان پنداشته می‏ شود. تنها در پرتو پذيرش اين پنداره است که انسان در گفتگو با ديگری، گاه خاموش می‏ شود و به او گوش فرا می‏ دهد و گاه با چشمداشت به سخنان وی، پنداره‏ ها و انگاره‏ های خود را بازنگری می‏ کند. يعنی که با شنيدن سخنان ديگری وآشنايی با چشم‏ انداز وی می‏ کوشد تا با دادن پاسخی آشتی‏ جويانه، پيوندی سازگار و بی‏ ستيز پديد آورد. تا زمانی که انسان ِخويشتنخواه و  خودکامه، جايی برای ديگری در ذهن خود باز نکند و ديگران را دارای حقوق انسانی نداند، هرگز نمی‏ تواند با کسی گفتگوی گره‏ گشا داشته باشد.
  
 زبان، هم رسانه ِ گرفت و داد انديشه و عاطفه است وهم ابزار آزار خود و ديگران. در فرهنگ گفتگو، گوينده و شنونده، انديشه و سخنان خود را آگاهانه ويرايش می‏ کنند تا از درشتی کردن و زخم زبان زدن به يکديگر بپرهيزند. چنين است که زبان در فرهنگ گفتگو، ابزاری هدفمند برای کشمکش زدايی و ستيزگريزی می‏شود. اما آنجا که اين فرهنگ نيست، گفتگو کردن درباره هر دشواری و گرفتاری، به نبرد زبانی برای هراساندن و کوبيدن و از ميدان بدرکردن کشيده می‏ شود.

 گره گشايی از راه گفتگو، پديده تازه‏ ای در تاريخ انسان است. پديده‏ ای که نياز به پيش‏ آيندهايی دارد که در فرهنگ ما پديد نيامده‏ است و شايد هرگز هم پديد نيايد. در فرهنگ‏ های پيش مدرن، زبان در هنگام گيروگرفتاری ميان دو تن، ابزاری برای ترساندن و سبک کردن و سرکوب و منکوب کردن و سرجای خود نشاندن بکار گرفته می‏ شود و در بسی بيش از بسياری از زمان‏ ها،  پيش‏ آيند زد و خورد با دست و پا و چنگ و دندان می‏ شود. اين چگونگی در آئين شهروندی مدرن، با کمک قانون از ميان رفته‏ است. امروزه آداب ادبِ ِشهروندی، از کوره در رفتن و پريدن به ديگران را برنمی‏ تابد و آن را نماد جانورخويی و جنگلی بودن انسان می‏ داند و آن را می‏ نکوهد.


Post a Comment
Comments: Post a Comment
Free counter and web stats