توپنده،
چونان سه-پُتکی که قندان آسمان را شکسته باشد
و پرده کهکشان را دریده،
و قاچی از قاره ای بریده باشد،
از بیخِ گوش هوش گذر کرد.
چپ-راست های نگاه کسی را
کسی پاسخی نداشت.
آنگاه جهان دیگر شد
و رنگین کمانِ رویاهای آدمی
از آسمان گریخت.
آری، قندان آسمان شکسته بود
و پرده ی کهکشان دریده
و پاره هایی از قاره های زمین بریده بود
و رویاهای آدمی
دیگر، دری به جایی نمی گشود.