این مردکِ امریکاییِ بی کله
سرباز فرستاده ست، گله گله
تا کشور ایران را ویران بکند
آن کار که چنگیز نکرد، آن بکند
می خواست دو سه ناو دگر بفرستند
تا ما را به عصر حجر بفرستد
ایرانی ها زدند توی پوزش
تاریکتر از شب سیه شد روزش
بیچاره نمی شناخت ملاها را
نه دیده و نه شنیده بود آن ها را
این ملّای مرده خورِ بی همه چی
بیهوده بهانه دست او داد که چی؟
ملاها بس از او پدر سوخته تر
هستند و بسی تجربه اندوخته تر
اکنون مانندِ خر توی گل مانده
تا کله - بلانسبت - این فرمانده
اطراف خلیج فارس بی هیچ دلیل
حالا شده بیچاره ی بدبخت، ذلیل
مانده ست چه باید بکند یا نکند
تا بیش از این خود را رسوا نکند
صدبار بگفتندت از این پنداره
بگذر تا خشتک ات نگردد پاره!