گـُوبـــاره
 

Tuesday, April 01, 2025


آرزو  



بـاز هـــوای وطــن ام آرزوسـت

تازگی ی جان و تن ام آرزوست

در دلِ شـب گـپ زدنِ  زنـده با

دلبـرِ فیـلـترشـکن ام آرزوسـت



Post a Comment

Thursday, March 20, 2025


نوروز، بی گندم ِ سبز و سفره می آید. 


نوروز، این نماد کهنِ نورویی گیاهان و نوزایی آهوان و نونهالی بهار، هرگز در درازنای تاریخ، ایرانیان را مانندِ امسال، افسرده و اندوهناک و آسیمه سر ندیده است. هرگز سُفره ی نوروزی ایرانیان، این گونه بی سور و شور نبوده است. شاید هرگز در گذارِ تاریخ دراز- دامن ایران-زمین، پدران و مادرانِ این سان در برابر فرزندان خود سرافکنده و شرمسار نبوده اند و این چنین از آمدن نوروز نهراسیده اند و بیمناک نبوده اند. چه کسی می پنداشت که روزگاری ایرانیان برای فراهم آوردن سور و ساتِ نوروزی، در اندیشه ی فروختن کلیه و دیگر اندام های تن خود و یا ناگزیراز آن باشند؟ گناهِ گریزِ ناگزیر مردمانی که از این آئین باستانی - که در هزاره های گذشته - هنگام جشن و شادی و گل برافشاندن و می در ساغر انداختن بوده است، برگردنِ کیست؟

 اگرچه نوروز رویدادی طبیعی وتقویمی ست، اما بُردارِ انسانی آن، ذهنی و عاطفی ست. ایرانیان درگذارِ تاریخ، نوروز را هنگام جشن و شادی و شادخواری و خوشنوشی و گل برافشاندن و می در ساغر انداختن، می پنداشته اند. منوچهری دامغانی، این شادخوارترین شاعر سده پنجم، نوروز را "روزگارِ نشاط و ایمنی" خوانده است و حافظ آنرا بی باده، خوش نمی داشته است. اما شوربختانه نوروز در نیم سده ی گذشته، برای ایرانیان، آیندی تقویمی بوده است. چرا؟  

 شاید از اینرو که در ایران، آنچه "جامعه" پنداشته می شد، در این چند دهه، از میان رفته است. اگر جامعه را گروهی از مردمانی با ارزش ها، آرمان ها، باورها و قوانین و نهادهای مشترک، در سرزمینی مرزبندی شده با حکومت و یا دولتی پذیرفته شده از سوی سازمان ملل متحد بدانیم، آنگاه باید بپذیریم که چیزی بنام "جامعه" در ایران کنونی وجود ندارد. اگر بپذیریم که چنان چیزی، زمانی در ایران وجود داشته است، اکنون حکومتی که نماینده ی بخش بسیار کوچکی از ایرانیان است، همه ی ارزش ها، آرمان ها، باورها و قوانین و نهادهای مدنی آن جامعه را در گذشته ی نزدیک، به گونه ای هدفمند و سیستماتیک ریشه کن کرده است و هیچ آلترناتیوی نیز برای جایگزینی آن ها نداشته است و ندارد. اکنون آنچه جامعه انگاشته می شود، انبوه میلیونی مردمانی ست که بیگانه وار، ناگزیز از زیستین در کنار یکدیگرند. این گونه است که ما اکنون هیچ چیزمان به هیچ چیز نمی ماند و همچنان دوره می کنیم شب را و روز را.  

دنبــــاله  

  



Post a Comment

Monday, March 17, 2025


آتش بس ِ يک طرفه نمیشه. 


در آستانه فرارسيدن چارشنبه سوری، حکومت ايران براى نشان دادن حُسن نيت خود اعلام آتش بس كرده است. سخنگوى دولت در اين باره امروز در جمع خبرنگاران داخلی و خارجی اعلام كرد كه از آنجايى كه اسلام دين رافت و شفقت و صلح است، نيروهاى ما در شب چهار شنبه امسال از گشودن آتش بروى مردم خوددارى خواهند كرد، بشرطى كه مردم نيز به بهانه چارشنبه سورى در ميدان ها و پارك ها و حتى در حيات خانه هايشان آتش بپا نكنند. آتش بس، یک طرفه نمیشه.

وى گفت ما در احاديث و روايان هيچ سندى نداريم كه نشان دهد كه اين عمل مذموم و بيهوده، كار خوبى است. آيا شما جايى ديده و يا شنيد ه ايد كه نعوذبالله، رسول الله (ص) و يا يكى از اهل بيت، از روى آتش پريده باشند. يا لااقل يكى از بچه هاى آنها مثل سكينه و رقيه به چنين كارى دست زده باشند. حتى در روايات آ مده است كه اگر پريدن از روى آتش، جنبه درمانى هم داشته باشد، بازهم خلاف شرع و عقل است. پس لطفاَ كسى داشتن زردى را براى پريدن از روى آتش بهانه نكند كه قبول نيست.

وى افزود: پس با اين حساب، نبايد انتظار داشت كه يك طرف دستش باز باشد كه در اين شب، هر آتشى كه مى خواهد، به سود امريکا و اسرائيل بسوزاند، ولی طرف مقابل دست روى دست بگذارد و فقط نظار گرِ توطئه هاى اجانبی كه با اين كار مى خواهند كشور ما را به آتش بكشند، باشد. درست است كه صبر ما انقلابى است اما بهرحال كاسه صبر انقلابى ما كاسه است نه ديگ.

نامبرده افزود، حالا كه صحبت از ديگ شد، بايد بگويم كه بحمدالله، ديگهاى اتمى ما، همه پر از اورانيومى است كه در تنور هاى ديجيتال، - به کوری چشم امریکا و اسرائیل و انگلیس - در حال دم كشيدن هستند. وى گفت كه شك ندارد كه فرهنگ غنى اسلامى ما، اين اورانيوم ها را از اورانيوم هايى كه در اروپا و امریکا وجود دارد، غنى تر خواهد كرد و دنيا خواهد ديد كه چطور براى اولين بار، اورانيوم 24 عيار دبشِ ولایی در كشور ما ساخته خواهد شد. هنگامى كه در آن ديگ ها را بر داريم، خواهيد ديد كه يك به كورى چشم دشمن چنان خوش پخت و غنى خواهد بود كه يك وجب روغن، روى آن باشد و همگی با هم از شادی - ورجه ورجه کنان- سرودِ "سلام فرمانده" را بخوانیم. 



Post a Comment

Tuesday, March 11, 2025


خودم کردم که لعنت بر خودم باد! 


به گزارشِ سایت بلومبرگ، میلیاردهایی که دور ترامپ جرگه زدند و در مراسم سوگند او شرکت کردند، تاکنون 209 میلیارد دلار از برنامه های اقتصادی او زیان دیده اند. البته ترامپ تا به امروز تنها درباره ی آنچه می خواهد بکند، سخن گفته است و هنوز دست بکار نشده است. اما سخنانِ پریشان و هذیانی او بازار سرمایه و بورس نیویورک و اقتصادِ جهان را چنان به هم ریخته است که دیروز - دوشنبه 10 مارس – بدترین روز برای بورس نیویورک در پنج سال گذشته بوده است. اگر این روند دنباله داشته باشد، همه دستاوردهای بازرگانی و اقتصادی دروران بایدن تا چند هفته دیگر واپس رانده خواهد شد.

در کشورهای دموکراتیک، بازارِ بورس، حقیقی ترین سنجه ی پساپیش رفتن اقتصاد کشور است. سنجه ای که همه ی فریب ها و نیرنگ ها و ترفندهای مردم  فریبی را آشکار می کند.  

https://www.bloomberg.com/news/articles/2025-03-10/billionaires-at-trump-s-swearing-in-have-since-lost-200-billion 



Post a Comment

Thursday, February 13, 2025


دلت می خواد به ا صـفهان برگـردی؟  


 


 دلم می خواد از اصفهان برگردم

بـه نصف دیـگه ی جـهان بـرگردم

 

دلم می خواد از این دیار فرار کنم

دلم می خواد فرار کنم، چکار کنم؟

 

بروم جایی که ملّا نباشه

شــتر ســواری دولا دولا نباشه

 

اصفهان نصف جهان نیس که  دیگه

شـهر شـور و هـیجان نیـس که دیگه

 

اینجا زندگی همه ش درد و غمه

مـثل جـون کـندنِ تـو جهـنمه

 

تـو  دلت بـرای اینـجا تـنگ شـده؟

بازم اصفهان برات قشنگ شده؟

 

تو که اونجا اشک تمساح می ریزی

تـو که تـوپی و پاتـیلی یـا..چـیزی

 

شب و روز با عشوه های خرکی

داری دل می بـری از کـی، الکی

 

وخی بی دارام دیریم و بی ریا

خیـلی سـاده یک بلیط بگیر بیا



Post a Comment

Tuesday, February 11, 2025


یادداشت های شـــبانه 


 22 بهمن برای ما ایرانیان باید روز درنگ باشد. باید هرسال دراین روز، نگرانِ آینده ای باشیم که می تواند چنین روزی را دوباره میدان دهد. این نگرانی را می توان با درنگ کردن در رویداد ناگهانی و ویرانگری که در روز 22 بهمن سال 1357 رخ داد و پرسش های بی شماری که درباره این رویداد می توان پرسید، چاره کرد. برای نمونه می توان از اهل اندیشه پرسید که چرا پس از دو انقلاب بزرگ، به ناگهان سازوکارِ حکومتی قرون وسطایی فراهم آمد و بیش و پیش از آن که مردم از چیستی آن حکومت و کیستی بانیانش آگاه شوند، انقلاب ملتی را بلعید و دمار از روزگار آنان برآورد؟

می توان و باید از پشتیبانان حکومت پهلوی پرسید که چرا از دلِ حکومتی که قرار بود ایرانیان را به "دروازه های طلایی تمدنِ بزرگ" برساند، بناگه حکومتی داعشی سربرآورد و همه ی دستاوردهای نیم سده ی حکومت پهلوی را یک شبه یا یک روزه روبید و کشور را به ژرفای واپسگرایی سُراند؟ در سیاست، نیک و بدِ سیاستمداران و دوره امورداری آنان را با میراثی که برجا می گذارند، می سنجند. پس بجاست که بپرسیم در درورانی که همه چیز ایران و مردمانش دگرگون شد و ایران رنگ و رویی دیگر گرفت و چنان می نمود که بسوی آینده ای بهتر روان است، چگونه مردی قرون وسطایی که انگار از دل سیاهچال های روزگاران تاریک تباهی تاریخ برآمده بود و حتی همکارانش نیز به او بهایی نمی دادند، این سان آسان سنگلاخِ سیاست ایران را در نوردید و تومار پادشاهی را درهم پیچید و بی پرده و بی پروا، هرچه خواست گفت و هرچه گفت کرد؟

می توان از اندیشمندان و خُبرگان علوم انسانی و سیاسی و اقتصادی پرسید که چرا در کشوری که نزدیک به 80 سال پیش، انقلابی برای راهگشایی بسوی آینده ای قانونمدار رُخ داد و در دهه های پس از آن هزاران کتاب و رساله و مقاله و نشست و سمینار و کنفرانس درباره پیشرفت، توسعه، انقلابِ صنعتی، نگرشِ مدرن، غرب و شرق، سیاست، آئینِ شهروندی، ایدئولوژی، صنعت، صادرات، نفت، مدیریت، امورداری و دیگر گفتمان های روشنفکری پدید آمد، این گونه یکباره به چنبرِ چشم اندازِ واپسگرایی و خرافه باوری افتاد و آماده گاه تروریست پروری و خشونت گستری و آشوبگری جهانی شد؟

می توان از گروه ها و سازمان های سیاسی و چریکی و انقلابی پرسید که چگونه کوشش های آرمانخواهانه ی شما که نویدِ فردایی بهتر با مشارکت مردم در ساختن ایرانی آزاد و آباد و سکولار می داد، زمینه ی برپایی حکومت خرافی آخوندها شد؟ چرا شعارِ "پیش بسوی فردایی بهتر"، ما را بسوی دیروزی بدتر رواند؟

می توان از آکادمیسین ها و دانشگاهیان پرسید که چرا دانشگاه که باید کارگاه شهروند سازی و سنگر مبارزه با خرافه و نادانی باشد، مسجد و حوزه شد. چرا و چگونه در جنگ کهنه با نو که اکنون بیش از دوسده است که در کشور ما درگرفته است،"حوزه علمیه"، که نماد نگرش خرافه باوری در دورانِ پارینه سنگی ست، بر دانشگاه که نمادِ زندگی مدرن است، چیره شد؟

دنبــاله



Post a Comment

Sunday, February 09, 2025


یکی به دو با هـوش مصـنوعی (AI) 


 امشب داشتم در سایتِ دیپ سیک-(DeepSeek)- با کاوشگرِ هوشمندش که با هوش مصنوعی (AI) کار می کند، یکی به دو می کردم که ناگهان دریافتم که به زبان فارسی هم کار می کند. این دیپ سیک همان پایگاه هوش مصنوعی چینی ست که این روزها سروصدای زیادی درباه اش بپا شده است.

به زبان فارسی از او پرسیدم که شعر فارسی هم می تونی بنویسی. گفت:بعــــله. دنباله ی این یکی به دو کردن را در اینجا می آورم:

- پس یک دوبیتی به طنز بنویس:
.............
- یک روز مردی پر از شوق
رفت بازار تا بخرد قوق
پرسید قیمت رو، فروشنده گفت:
قوق تمام شد، بیا بخر خوق!
.......
- خیلی مزخزفه. یه چیز بهتر بنویس.
.......
- تو بهتر می تونی بنویسی؟
............
- طعنه میزنی آی کیو؟ معلومه که میتونم. بیا:
کلاغی آشـیانه سـاخت بـربـام خـانـه ام
گفـتا اکـنون مـن بـا تـو هـم آشـیانـه ام
گفتم ترانه ای بخوان، دلم گرفته است
گفــتا: "قـار قـار قـار، ایـن هـم تــرانـه‌ام
.............
- از شما متشکرم.
..........
- قابل نداره.


Post a Comment
Free counter and web stats blog counter
seedbox vpn norway