DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> گـُوبـــاره <$BlogRSDUrl$>

گـُوبـــاره
 

Wednesday, May 24, 2017


یـادداشـت‏ های شـــــبانه 


شاید برای آن که آن هر سه را خالیباف، یاوه سرا، هرزه درا و ناساز و ناسازگار می دانم. همه ی این برچسب‌ها برازنده ی این سه نفر هست و نیست. ‌هست، چون همه ی این ویژگی را دارند. نیست، چون این ویژگی ها، برآیندهای بیماری ذهنی شناخته شده ای ست که روانشناسان در زبان انگلیسی به آن آسیبِ دانینگ- کراگر(The Dunning-Kruger Effect) می گویند که بهترین برابرنهادِ آن بزبان فارسی، "کورِ باطن" است.۱   کورِباطن به کسی می توان گفت که از دانش و توانش خود و بازتاب رفتارها و کردارهای خود بردیگران بی خبر است. کسی که چشمِ دل ندارد و نمی تواند خودش را ببیند. این ناتوانی سبب می شود که وی همیشه در بررسی و سنجش توانایی های خود اشتباه کند. کوران باطن بردو دسته‌اند؛ یکی آن ها که همه چیزِ خود را دستِ کم می گیرند و دیگر آنانی که خود را بسی داناتر و تواناتر از آن که هستند می پندارند. دیوید دانینگ و جاستین کراگر؛‌روانشناسانی که این آسیب شخصیتی را بررسیده اند و آن را به گستره روانشناسی شخصیت کشانده اند، برآن اند که گونه ی شخصیتی که آنان آسیب شناسی کرده اند و من در این یادداشت آن را کورِ باطن می خوانم، سه ویژگی اساسی دارد . ۱. ذهنیتِ جهنده. ۲. شخصیتی بی هسته و مهرخواه. ۳. ناآگاه و ناتوان از درک حضور دیگران در جهان



Post a Comment
Comments: Post a Comment
Free counter and web stats