DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> گـُوبـــاره <$BlogRSDUrl$>

گـُوبـــاره
 

Saturday, December 19, 2009


از ديـــر رسيدن و زود گـــزيدن 


دستگاه چاپ سُربی در سال 1439 میلادی ساخته شد و ده سال پس از آن در سراسرِ اروپا ‏درکار بود. این صنعت در سال 1816 به ایران آمد اما هشتاد سال پس از در ایران بکار ‏گرفته شد. اگر چه چاپ سنگی در ایران در چند دهه‏ای پیش از بکار افتادن دستگاه چاپ ‏سُربی دایر بود اما چاپ مکانیزه سربی 458 سال پس از پدید آمدن در غرب، در کشور ما ‏بکار گرفته شد. اين ديرآمد را بايد يکی از شوم‏ترين بدآوردهای ايران در سده گذشته دانست. ‏

پیدایش پدیده چاپ را باید یکی از بزرگ ترین رویدادهای تاریخ دانست. برخی از پی‏آيندهای ‏آن اين‏هاست: ‏

• آموزش و پرورش همگانی در پرتو تيراژ فراينده کتاب‏های درسی و آموزشی
• همگانی کردن خواندن و نوشتن و پديد آوردن توانايی انديشيدن و آموزاندن به ديگران.‏
• افزايش ذهنيت نوشتاری و روشمند و کاهش ذهنيت شفاهی و دگرگون شونده
• نوشتاری کردن فرهنگ شفاهی و پايدار کردن داده‏های فرهنگی و ادبی با انباردن آنها ‏درکتاب و برگ‏های چاپ شده. ‏
• استاندارد کردن شيوه نگارش. ‏
• گسترش دانش و هنر با آسانياب نمودن انديشه‏ها و آثار دانشمندان وهنرمندان و ‏سخنوران و نويسندگان و اهل قلم.‏
• توانايی بيشتر ويرايش و پيرايش و آرايش انديشه و متن.‏
• امکان ترجمه روشمند و ترابری انديشه از فرهنگ و يا سرزمينی به سرزمين ديگر. ‏
• پيدايش رسانه‏های نوشتاری چون روزنامه، شبنامه، مجله، دستور کار، شيوه کارکرد، ‏و تدوين قانون و اساسنامه و مرامنامه. ‏
• پيدايش کتابفروشی، کتابسرا، کتابخانه همگانی و بازار کتاب و روزنامه و نشريه. ‏

چنين بود که پيدايش صنعت چاپ، در کشورهای غربی زمينه ساز فوران دانش و دانستنی ‏درباره پديدارهای جهان گرديد و گستره دانش و آگاهی همگانی به گونه ژرف و شگفت‏انگيزی ‏دگرگون کرد. اما در ايران دست‏هايی که هماره در بزنگاه‏های ‏ تاريخی برای مردم ديوار ‏می‏کشند و ‏شکوفايی آنان را برنمی‏تابند، بسی بيش از چهارسده از آمدن صنعت چاپ به ايران ‏و بازتاب‏آن جلوگيری کردند. ‏

اولین چاپخانه در ایران در سال 1233هجری در شهر تبریز برپا شد1. اين کار با نکوهش ‏ملايان همراه بود که چاپ کتاب را "امری الحادی" می دانستند و آن را مايه برباد رفتن دين ِ ‏مردم می‏پنداشتند. از اينرو اين چاپخانه ديری نپاييد و تا سال 1314، چاپ سربی در ايران پا ‏نگرفت. احمد کسروی در اين بارنوشته است که؛ " مستبدین حروف سربی چاپخانه امید ترقی ‏را ذوب کرده و به صورت گلوله در آورده و به روی این ملت بیچاره انداختند2.‏

دير آمدن صنعت چاپ سربی به ايران، سبب ديرآمدن آموزش و پرورش مدرن به آن کشور شد. ‏دير آمدن آموزش و پرورش، سبب ناآشنايی بهنگام ما با ارزش‏ها و انديشه‏های مدرن و عقب ‏ماندن از جهانيان در کتابخوانی شد. ‏

البته جنگ کهنه پرستان و کژانديشان با نمادهای زندگی مدرن، تنها برسر ِ چاپ سربی نبود. ‏آنان هماره در گذر تاريخ با هر پديد نو سرِ ستيز دارند و از دبستان و دوش و ساعت مچی ‏گرفته تا تويتر را در آغاز حرام می‏دانند. سياستی که امروز در ايران در پيوند با اينترنت ‏دنبال می‏شود، همانی‏ست که در سده گذشته درباره چاپ دنبال می‏شد. پيدايش گستره مجازی ‏اينترنت، جهان را دستخوش دگرگونی‏های شگرفی کرده است که بازتاب‏های آن ای بسا که در ‏آينده‏ای نزديک، گفتمان پيشرفت را شتابی نوری دهد. اما شوربختانه حکومت ايران اينترنت ‏را هووی صدا و سيما می‏داند و با آن که از نقش روزافزون آن در جهان کنونی باخبر است، ‏اما از آن می‏هراسد و از فراگير شدن آن جلوگيری می‏کند. ‏

بله انگار که ما بايد هميشه ديرتر از ديگران برسيم و زمانی هم که می‏رسيم ترن رفته است. ‏گفتمان نوشداروی پس از مرگ سهراب، نماد روشنی از اين گرفتاری تاريخی ماست که ای ‏بسا ريشه در ناخودآگاه قومی ما دارد. شايد همين دير رسيدن‏ها ما را زودباور و زودرنج و ‏زودانداز و زودگزين کرده‏است. شايد . ‏
‏..............................................‏
‏1. احمد کسروی در کتاب "تاریخ هیجده ساله آذربایجان" آورده است که، در سال ۱۲۳۳ ‏هجری قمری اسباب و آلات چاپ حروفی را به تبریز آورده و تحت حمایت عباس میرزا نایب ‏السلطنه که در آن زمان حکمران آذربایجان بود مطبعه کوچکی برقرار نمود. البته پيش از آن ‏در زمان صفويه، سفیر «پاپ» يک دستگاه ماشین چاپ ، برای شاه عباس هدیه آورد و «کتاب ‏مقدس» چاپی را به شاه داد؛ شاه دستگاه چاپ را به کلیسای جلفا بخشید.

‏2. همان کتاب.‏


Post a Comment
Comments:
قشنگ بود.
 
Post a Comment
Free counter and web stats