DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> گـُوبـــاره <$BlogRSDUrl$>

گـُوبـــاره
 

Tuesday, May 13, 2008


در گســــــــتره عشق 


عشق يکسره

کارخانه های عروسک سازی چينی سرگرم ساختن گونه ای روبات عروسکی هستند که با داشتن نرم افزارهای پرتوان می توانند با انسان به نشست و برخاست و کنُش و واکنُش بپردازند. اين عروسک ها ( و البته دامادک ها) که تا چندی ديگر به بازار خواهند آمد، می توانند با انسان به عشقبازی و آميزش بپزدازند و همه خواهش های آميزشی وی را پذيرا باشند. دارنده اين روبات می تواند با فشار چند دکمه، عروسک و يا دامادک را به هرکاری که دل عاشق اش می خواهد، وادار کند و آن کردار را به حافظه روبات بسپارد تا در کرت های آينده، نيازی به برنامه زيزی دوباره نباشد. اين روبات ها رفتار و کرداری هوشمند خواهند داشت و هرآنچه را که دلخواه صاحبان و يا بقول امروزی ها "کاربران" خود است، در ياد خود نگه می دارند و در هنگام رويارويی با کاربر، بکار می گيرند.

با اين حساب در آينده بايد چشم براه عشق های يکسره باشيم. عشق هايی که فرد، خود برنامه ريز آن است و با کمک اين ماشين های آتش نشان(؟)، می تواند خود را در زمينه رفتارها و کردارهای جنسی خودکفا کند.

ياد سوسن؛ خواننده تصنيف های کوچه بازاری بخير که با آن صدای زنگاری واسوخته اش می خواند:

آخه عشق يکسره
مايه درد سره

****

باز هم در گستره عشق

.... و آن اين که، اين دريای بيکران نمای عشقی که در ادبيات فارسی موج می زند و بسياری آن را سالم و سرشار و شاعرانه و گاه عارفانه و ملکوتی می پندارند، ريشه در زشتکاری پيشينيان ما در آميزش جنسي زوری با بردگان خردسال و نوباوه دارد. بـــله، با اندک گلگشتی در گلستان شعر فارسی، به آسانی می توان دريافت که به نوشته شبلی نعمانی؛ " محبوب شاعر ايران اکثر شاهد بازاری و مبتذل می باشد." مراد از اين شاهد بازاری، کودکان و نوجوانانی هستند که درهرجنگ در بند سپاهيان ديو کردار شاهان گرفتار می شدند و پس از آورده شدن به ايران، در بازار بردگان به فروش می رفتند. هدف خريداران اين خردسالان اسير، بهره کشی شبانروزی از آنان بود که بهرکشی جنسی نيز بخشی از آن به حساب می آمدد. سنايی در اين باره می گويد که؛

خادمان را ز بهرآن بخرند
تا که رخسارشان همی نگرند

تاريخ غلام بارگی شاهان و درباريان و توانمندان را می توان در ادبيات فارسی بويژه شعرفارسی دنبال کرد. ديوان شاعران پيشين پر از داستان های دردناک دست اندازی شاعران به غلامان ترک و پسران خردسالی ست که خود را در چنبر اين اربابان جنگلی-خو می يافتند. نمونه اين چگونگی منوچهری دامغانی ست که می نويسد که من از اين جهان تنها، " غلام و جام می را دوست دارم". سپس می افزايد که اگرچه می دانم که اين هر دو حرام اند، اما.... پس اين گونه هم نبوده است که اين چگونگی در آن روزگاران شايسته و بايسته پنداشته می شده است.

گويا در روزگار حافظ ، داشتن غلام ترک و استر، نشانه دارندگی و نماد برازندگی بوده است که وی چنين سروده است:

يارب اين نودولتان را برخر خودشان نشان
کين همه ناز از غلام ترک و استر می کنند

البته خواجه شيراز خود نيز بيرون ازاين دايره رفتاری نبود ه است. نمونه ای می آورم:

باغ مرا چه حاجت سروصنوبر است
شمشاد خانه پرور ما از که کمتر است
ای نازنين پسر تو چه مذهب گرفته ای
که ات خون ما حلال تر ار شيرمادر است


اين روند حتی تا روزگاران نه چندان دوری پی گيری می شده است. برای نمونه شاطر عباس صبوحی نوشته است:

کمر از کوه برون آيد و اين شوخ پسر
عچبم اين همه کوه از کمر آورده برون

و باز هم در روزگاری نزديک تر به ما، ملک الشعرای بهار نوشته است:


گر اسير خط و خالی شد دلم عيبم مکن
مرغ جايی می رود کانجاست آب و دانه ای

مراد بهار از "خط" در اين بيت، خط پشت لب پسران پيش از ريش و سبيل در آوردن است.

و، باز هم نزديک تر به روزگار ما، مهدی اخوان ثالث، به پسرک جوانی را که دل و دين از وی ربوده بوده است، اندرز می دهد که:

گرد قند لب تو موی به تعجيل دمد
به غنيمت شمر اين تنگ مجالی که تو راست

پس با اين حساب، زياد نگران آمدن روبات های آتش نشان نباشيم

.............................
بايد بگويم که من با عشق دو همجنس به يکديگرهيچ گرفتاری ندارم و آن را ناشايست نمی دانم. سخن من در اينجا برسر ستم جنسی بر بردگان خردسال است.


Post a Comment
Comments:
سلام ... انسان عشق بيش از حد دارد فقط تنها دليل اينکه با همه اينکه عاشق هست ، توانايی عشقورزی به همنوع خود ندارد وانهم بخاطر اينکه قاضی هم تشريف دارد و اين قضاوت هم بر مبنی خودمحوری ميباشد: بخاطر همين عشق ميورزد به اشيا و اموال که از نظرش توانايی «خلافکاری» ندارند ... عشق ميورزد به حيوانات که از ديدش بيگناه (يعنی حرفگوش کن و ممنون و ... و...) هستند .. عشق ميورزد به موجودات ماورائ عقل (خدايان، ارواح، و ...) عشق ميورزد به موجودات نديده و حتما هم نخواهد ديد (از سيارات ديگر ...) ....يکبار بايد بشينيم از خصلتهای بدمان بگذريم و ببينيم چرا از خصلتهای خوبمان هم نادرست استفاده ميکنيم
 
Post a Comment
Free counter and web stats