DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> گـُوبـــاره <$BlogRSDUrl$>

گـُوبـــاره
 

Wednesday, August 26, 2015


عشق مجازی! 




در سراسر تاريخ، کسانی که تاب دست و پنجه نرم کردن با جهان حقيقی را نداشته اند، به جهان هپروت پناه می برده اند. نمونه های اين کسان، کاهنان، کشيشان، ملاها، دست اندرکارانِ دکان های دين فروشی، فيلسوفان، نقالان، شاعران، رمالان و مرغان خانگی  هستند. امروز جهان مجازی، شکل ديگری از اين چگونگی را پديد آورده است. پژوهش های چندی در گستره روانشناسی اجتماعی نشان داده است که افراد ِتنها، بيمار، بیکس، بیکار، غريب و تهيدست، زمان زيادتری از ديگران، در گستره مجازی می گذرانند. اين کسان در گذشته نزديک، بيش از ديگران تلويزيون تماشا می کردند. اما اکنون با پيدا شدن اينترنت و فراگير شدنِ شبکه های اجتماعی مانند فيسبوک، توئيتر، انيستاگرم، پيامک و ديگر شيوه های ديد و گفت و شنود مانند اسکايپ، واتزاَپ، تلگرام و پيامبران و پيام آورانِ ِديگر، واماندگان و جاماندگان و پيرامونيان زندگی صنعتی مدرن، بيشتر زمان های بيداری خود را با اين شبکه ها سرگرم می کنند. اين چگونگی را آسانيابی دسترسی به اينترنت و فراوانی تلفن های همراه، شتاب بيشتری بخشيده است.

سرگرمی های اينترنتی مانند، فيسبوک، بلاگينگ، اسکايپ و چتينگ، ارزان و آسان و بی دردسر است. اين سرگرمی ها بازتاب های فردی و اجتماعی ناخواسته و پيش بينی ناپذير فراوانی دارند که هنوز همه رويه ها و سويه های آن ها آشکار نشده است. دوستی و عشق اينترنتی يکی از اين بازب هاست. برآيش ِمغز انسان به گونه ای ست که با ديدن کسی و شنيدنِ صدای او، دارنده خود را با وی آشنا می کند. آشنایی، نخستين گام سُريدنِ انسان بسوی دوستی ست و دوستی می تواند در ميان دوتن که زمينه و نياز به همزبانی و همدلی دارند، به عشق ميان آنان کشيده شود و آتش عشقی شگفت را برای هر يک به آن دگر که نه او را در جهان حقيقی ديده است و نه می شناسند، شعله ور کند. در جهان حقيقی، دوستی پايانداد گرفت و داد و گفت و شنودی درونی ميان عقل و دل است. اين دو در پايانِ هماوردی و نبرد خود، يا رای به دوستی می دهند و يا نمی دهند. اين هماوردی و نبرد، در عشق های اينترنتی غايب است. در جايی خواندم که کسی که سال ها عاشق و دلباخته زنی در ايران بود، با نخستين برخورد با وی در استانبول، ناگهان دريافته بود که دهان دلداه مجازی اش که تازه از ايران آمده بود تا حقيقی بشود، چنان بوی بد و زننده ای می دهد که وی نمی توانسته بود از چار، پنج متری به وی نزديکتر شود و بناگزير، نخستين ديدار پس از سال ها عشقبازی مجازی، آخرين ديدارآنان نيز بود.

کبوتری به شيوه غريزی برروی تخم های خود نشسته بود تا آن ها را بارور کند. در آزمايشی روانشناسيک، پژوهشگران تخم های کبوتر را برداشتند و بجای آن ها تخم گون هايی از مرمر را که مانند تخم کبوتر بود، گذاشتند. کبوتر مادر، بی که بداند براو چه رفته است،  همچنان برآن حبه های مرمر نشست. چه آزمايش اندوهباری!  عشقاق اينترنتی هم سرنوشتی اين چنينی دارند. يعنی که مکانيزم ژنتيک عاشق شدن خودبخود بکار می افتد، بی که عاشق و معشوق بدانند که برآنان چه می رود.



Post a Comment
Free counter and web stats