DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> گـُوبـــاره <$BlogRSDUrl$>

گـُوبـــاره
 

Tuesday, February 11, 2014


هيچ چيزی در زيست شناسی، معنا ندارد مگر از چشم انداز برآيشی. 



تئودوسيوس دابزانسکی، زيست شناس نامدار آمريکايی، گفتاورد ِ فراگيری دارد که همه زيست شناسان جهان آن را شنيده و يا خوانده‏اند. آن گفتاورد اين است:

"هيچ چيزی در زيست شناسی، معنا ندارد مگر از چشم انداز برآيشی."

این سخن از زبان ِ دانشمند ناموری ست که خود را تا بُن ِ جان، پِيرو آئين ترسايی می‏داند. ديندارِ دانايی که نه آئين خود را خُرد و شکننده می پندارد تا هراسی از دستاوردهای دانشی داشته باشد و نه پيشرفت‏های دانش را ويرانگر حقيقت می‏پندارد تا در پی انقلاب ِ فرهنگی و قلع و قمع انديشه و انديشه ورزی و پرسشگری و پژوهش و پالايشِ پديدارهای جهان باشد.

اين گفتاورد دابزانسکی، عنوان نوشتار بلند و آموزنده ای درباره دستاوردهای دانش مدرن است که وی در واکنش به خواهش پيام مفتی بزرگ کشور عربستان ِ سعودی به پادشاه آن کشور نوشته است.*   

در سال 1966 ترسايی؛ شيخ عبدالعزيزابن باز، مفتی بزرگ سعودی از پادشاه آن کشور خواست که از، "انديشه الحادی ای"، که در کشور در حال گسترش بود، جلوگيری کند. اين انديشه کفرآميز، پنداره گرد بودن زمين و گردش آن بدور ِ خورشيد است. در آن پيام، شيخ به شاه نوشته بود که،  قرآن مجيد، احاديث نبوی، علمای اعلام و حقايق موجود، همه برآنند که خورشيد در مدار ِ خود برگرد زمين می گردد و زمين ثابت و پايدار در جای خود ايستاده است. پس هرکس جز اين بگويد، خدا و قران و پيامبر را دروغگو می پندارد. بايد جلوی اين بهتان هرچه زودتر در سرزمين مکرمه و منوره ای که خاستگاه اسلام است، گرفته شود."

آنگاه دابزانسکی در واکنش به اين پيام ِ مفتی، با شگفتی نوشته است که، "گويا شيخ، تئوری کوپرنيک را همچنان تئوری می داند و نه حقيقت آشکار. در اين باره وی از ديدگاه تکنيکی درست می‏گويد. حقايقی که درباره هر تئوری بدست می آيد، درستی آن تئوری‏ را آشکار می کند اما آن را به حقيقت بدل نمی کند. البته شايد شيخ عبدالعزيز پيش از آن که از پادشاه بخواهد که از آن کفرگويی جلوگيری کند، نمی دانست که عضر فضا آغاز شده است و گرد بودن زمين را، نه تنها فضانوردان با چشمان خود ديده اند، بلکه بسياری از مردم روی زمين نيز آن را در تلويزيون مشاهد کرده اند. شايد شيخ می پنداشت که آنان که از گستره مرزهای زمين ِ خدا بيرون نهاده اند، دچار هذيان گويی شده اند. اما، نه اين جور آدم‏ها نادان تر از آنند که سخنانشان پيرو روندی منطقی باشد."  

بررسی متن نوشتار دابزانسکی می ماند برای زمانی ديگر.

----------
* نمی دانم اين مقاله دابزانسکی به زبان فارسی برگردانده شده است يانه. اميدوارم که دست کم، دانشجويان رشته زيست شناسی با آن آشنا باشند. 
 "Nothing in biology makes sense except in the light of evolution."
(Theodosius Dobzhansky)


Post a Comment

Sunday, February 02, 2014


کفـــــتار درمانی! 


آمد اما در نگاهش مهر انسانی نبود
آمد اما آن که می گفتند و میدانی، نبود

گفته بودندش چه حالی داری اکنون؟ گفته بود:
" هيچ". پيدا بود، او چيزيش ايرانی نبود

پيش از آن که او بيايد کس نمی‏دانست کيست
هيچ کس آگاه از آن غول بيــابانی نبــود

تا که آمد، شادی و آبادی از ايران گريخت
زندگی زان پس بجز سر در گريبانی نبود

آمد و گفت؛ "آنچه می بايد بَشه، بايد بَشه"
بعد از آن در مملکت جز تغزيت خوانی نبود

ناکس اول گفت؛ "برق و گاز مجانی"، ولی
جزو ليست اش برق و نفت و گاز مجانی نبود

گفت از آزادی و استقلال و جمهوری، وليک
حاصلش جز جنگ و خونريزی و ويرانی نبود

بوق بود و باد می کردندش اندر، مردگان
بيق بود و در جهان آدمی، آنی نبود

انبيا و اوليا بودند اکنون جای خود
گرنبود اين بلبشو، گر اين مسلمانی نبود

ای دريغا، ای دريغا، کی چنين می شد که شد
گر به گيتی، خر به اين فت و فراوانی نبود

آن چه با ما کرد آن کفتار پير بی پدر

در حقيقت هيچ جز کفــتار درمانی نبود


Post a Comment
Free counter and web stats