DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> گـُوبـــاره <$BlogRSDUrl$>

گـُوبـــاره
 

Thursday, December 27, 2012


شـعــر 





از تنگنای کدام دوزخی
که زمين با نفير تو برهنه می شود از بهار
و دل در گذار تو سنگ مى شود؟

پاسدار کدام سرودی 
که زخمه های چنگ 
در هوای تو به چرک می نشيند؟

وامدار ِ کدام سرگذشت 
که پيشاهنگ کاروانت 
خون و خنجر است؟

از دوزخ كدام گناهى 
كه عشق را در بهشت تو جايى نيست؟


Post a Comment

Wednesday, December 26, 2012


آگاهی از حضور ديگران 


يِکی از بازتاب‏های بزرگ گريزِ ناگزيرِ بسياری از ايرانيان در سه دهه گذشته از سرزمين خود، بيرون آمدن انسان ايرانی از خاک و لاک تاريخی خويش و آشنا شدن او با جهان کنونی‏ست. او در پرتو اين رويداد دريافت که نه ايران دل عالم است ونه هنر تنها نزد ايرانيان است. شايد برای نخستين بار بود که ايرانيان با شگفتی ديدند و شنيدند و دريافتند، که مردم برخی از کشورهای جهان نه تنها نامی از اصفهان نصف جهان و فردوسی و صنايع دستی ايران و سيب خراسان و حافظ و کوه دماوند و قله های تاريخی و فرهنگی و ادبی ما نشنيده‏اند که حتی نمی‏دانند ايران ما در کجای جهان است.

هر فرهنگ سيستم نگهدارنده‌ای دارد که ورای گوش ِهوش انسان به ذهن وی راه می‏يابد و با عواطف او در می آميزد و پيشداوری‏ها و پيش پنداره‏هايی را ميدان می‏دهد که زمينه ساز قوميت و در دنيای مدرن مليت است. اين سيستم هماره در کار است و از نسلی به نسل ديگر سپرده می‏شود. برخی از بازتاب‏های زبانی ِاين پيش پنداره ها اين هاست:

هيچ کجای جهان ايران نمی‏شود
ايرانيان ذاتاً با هوش هستند
حقوق بشر ريشه در انديشه های ايرانی دارد
ايران دل عالم است
هنر نزد ايرانيان است و بس
ای ايران ای مرز پر گهر
ای خاکت سرچشمه هنر

خود گرايی همگانی و برتر انگاری فرهنگ بومی، پديده ای طبيعی‏ست. آگاهی از اين چگونگی تنها با رويا رو شدن با "ديگری" ممکن می‏شود. چنين می‏نمايد که اين رويارويی برای ما دارد اندک اندک به پيدا شدن گفتمانی بنام "ديگری"، در ذهن و زبان ما کشيده می‏شود. اين فرآيند، آغاز انديشيدن به جهان مدرن و درگيری با آن است. پيش تر در برابر ايران ، انيران بود که ديگری افسانه ای و ذهنی بود. اما، "ديگر"، در ذهنيت مدرن، يعنی آن که مانند ما نيست، اما مانند ما دارای "حقوق" است. امروزه واژه " دگر انديش" و "دگر باش" در زبان فارسی، نشان از پذيرش اندک اندک مفهومی بنام "ديگری"، در ذهنيت ايرانی دارد.





Post a Comment
Free counter and web stats